آفتاب - مهسا امرآبادی: هنوز جوهر امضای ۲۲۲ روزنامهنگار در پای بيانيه روزنامهنگاران در اعتراض به اخراج اين صنف و وضعيت بيکاری آنان، خشک نشده است که وبلاگها و سايتها از اخراج چند تن از اعضای هيات تحريريه روزنامههای اعتماد ملی و اعتماد، دو روزنامه اصلاحطلب باقيمانده، حکايت میکنند.
اين روزها اخبار انتخابات مجلس هشتم و چگونگی چينش ليستهای انتخاباتی احزاب، تمامی رسانههای جمعی از مطبوعات تا صدا و سيما را در برگرفته است اما میتوان گفت نکتهای در اين ميان از ديد مديران رسانهها مغفول مانده و آن نيز امنيت شغلی روزنامهنگاران و مطالبات پرداخت نشده آنان از جمله حقوقهای اول ماه، بيمه، امنيت، حمايت و پشتيبانی مديران مسئول است.
نقش رسانهها در شکلگيری افکار عمومی و ساماندهی رایهای مردم را هيچکس نمیتواند انکار کند، اما حال که در آستانه انتخابات مجلس هشتم شاهد افزايش تعطيلی روزنامههای اصلاحطلب، اخراج روزنامهنگاران اصلاحطلب از اين روزنامهها و تشديد اختلافات داخلی هستيم.
شايد اين زمان را بتوان به حق فصل زرد يا فصل برفی رسانههای اصلاحطلب دانست چرا که اکنون به جرات تعداد مطبوعات اصلاحطلب را میتوان کمتر از تعداد انگشتان يک دست دانست و تعداد روزنامهنگاران بيکار به تعداد انگشتان همه بيکاران است.
با توقيف روزنامههای شرق، همميهن، و خبرگزاری کار (ايلنا) تعداد کثيری از روزنامهنگاران بيکار به خيل عظيمی از بيکاران روزنامهنويس اضافه شدهاند و بيشتر آنان اکنون در کنج خانه خويش بدون درآمد و شغل مشغول مطالعه و گذران زندگی هستند.
مسير محاکمه روزنامه «همميهن» همچنان ادامه دارد و هر از چند گاهی رسانهها از احضار کرباسچی، مديرمسئول اين روزنامه خبر میدهند، اما آنچه میتوان به اطمينان گفت اين است که امکان بازگشايی اين روزنامه بسيار کم شده و هيات تحريريه آن که در اوايل توقيف، انتظار رفع توقيف آن را داشتند،کم کم نااميد شده و هر يک به دنبال شغل ديگری میگردند.
وضعيت خبرگزاری ايلنا نيز بهتر از روزنامه هم ميهن نيست اما خبرنگاران آن همچنان انتظار بازگشايی رسانه خويش را دارند.
روزنامه «شرق» اما ديگر منتشر نخواهد شد. اين جملهای است که در اوايل توقيف دوباره اين روزنامه مهدی رحمانيان، مديرمسئول آن، بارها اظهار داشت. وی گفت که ديگر انگيزه انتشار دوباره شرق را ندارد و اين جملات از غروب هميشگی شرق حکايت داشت. هرچند گفته میشود مديران اين روزنامه در حال راهاندازی روزنامه «آريا» هستند.
جدا از رسانههای توقيف شده بسياری از روزنامههای ديگر به دلايل مشکلات مالی و فشارهای ناشی از آن مجبور به تعطيلی شدند.
روزنامه «آينده نو» نزديک به بنياد باران يکی از اولين رسانههايی بود که سرنوشتی اين چنين پيدا کرد. مسئولان آينده نو پس از چند ماه عدم پرداخت حقوق تصميم به تعطيل کردن روزنامه گرفتند و آينده «آينده نو» اين چنين رقم خورد.
حزب کارگزاران همواره در ايران به عنوان حزبی متمول شناخته شده است و تعطيلی روزنامه «کارگزاران» ارگان آن به دليل مشکلات مالی، تعجب بسياری از ناظران را برانگيخت. روزنامه کارگزاران که در ابتدا با کاغذ گلاسه وارد ميدان مطبوعات کشور شد پس از گذشت کمتر از يکسال از پرداخت حقوق کارکنان خويش بازماند و هيات تحريريه آن چندين ماه متناوب حقوق و دستمزد خويش را دريافت نکردند. سرنوشت اين مطبوعه نيز همانند آينده نو به سمت تعطيلی رفت و حزب کارگزاران هم نتوانست در چنين وضعيتی ارگان حزبی خود را برای روزهای داغ انتخاباتی نگه دارد.
جدا از اين روزنامههای تعطيل شده، برخی از اخبار از وضعيت نگرانکننده روزنامه «همبستگی» حکايت میکند و به نظر میرسد که نوبت تعطيلی اين روزنامه به دليل مشکلات مالی است. هر چند که تمايل قلبی همه روزنامهنويسان بر عدم تعطيلی اين روزنامه است اما شواهد و قرائن از احتمال تعطيلی همبستگی و افزايش روزنامهنگاران بيکار ايران خبر میدهند.
درحالی که ارگان دو حزب کارگزاران و همبستگی چنين وضعی دارند، احزاب مشارکت و مجاهدين انقلاب همچنان نسبت به عدم اعطای مجوز انتشار روزنامه خويش اعتراض دارند. آخرين اميد آنها بازگشايی روزنامه «مشارکت» بود که با محاکمه دکتر محمدرضا خاتمی مديرمسؤول اين روزنامه و صدور حکم لغو امتياز، اين اميد هم نااميد شد.
در اين ميان، ظاهرا تنها امکان مطبوعاتی اصلاحطلبان روزنامههای «اعتماد» و «اعتماد ملی» است. البته اين دو روزنامه هم بیمساله نماندهاند.
روزنامه «اعتماد» درگير مشکلات مالی ناشی از هزينههای بالای خود شده و به همين دليل، گفته میشود قراردادها و فعاليتهای اقتصادی با برخی نهادها را آغاز کرده و همين امر به اعتراضات تحريريه و مسايل داخلی انجاميده است.
روزنامه «اعتمادملی» هم هر از چندگاه به گرداب اختلافافکنیهای سياسی با ديگر اصلاحطلبان میافتد و مسايل حاشيهای، گاه آن را از رقابت اصلی با جريان اصولگرا باز میدارد.
آيا با اين وضعيت و نيز عملکرد جانبدارانه صداوسيما، اصلاحطلبان امکان ارتباط مناسب با بدنه اجتماعی در جريان انتخابات آتی مجلس را خواهند داشت؟


