14 اردیبهشت 87


دومين باري بود كه به دلايلي رزومه يا سوابق كاري از من خواسته مي‌شد. بار اول به دليل انتخابم به عنوان برنده رشته مصاحبه در نخستين جشنواره مطبوعات، دادن عكس و رزومه به اداره مطبوعات وزارت ارشاد همان و اعلام نام ديگري به جاي من در تالار وحدت همان. چون بازنشسته سال 59 از خبرگزار پارس يا جمهوري اسلامي، بودم، به راحتي كنار گذاشته شدم.

اين بار گفته شد قرار است سوابق همه افراد جمع‌آوري شود، تا از ميان آنها روزنامه‌نگاران برتر سال انتخاب شوند. اين بار رزومه را كامل‌تر كردم چون باور داشتم قرار نيست انتخاب شوم.

روزي كه خانم مفيدي زحمت كشيدند و انتخابم را خبردادند، اولين چيزي كه به ذهنم رسيد اين ضرب‌المثل زبان شيرينمان بود كه "لباس بعداز عيد براي گَلِ منار خوبه".

اما خيلي زود دريافتم اين ضرب‌المثل، درمورد كسي مصداق دارد كه با داشتن لباس‌هاي متعدد لباس عيد برايش معنا مي‌يابد نه براي كسي كه تا به حال براي اثبات و تثبيت خود به عنوان يك زن و از نوع خبرنگار قبل از انقلاب فقط تلاش كرد تا ثابت كند سرزميني را كه با همه داشته‌ها و نداشته‌هايش در آن رشد يافته عزيز مي‌دارد و از تلاش باز نمي‌ايستد. بنابراين با افتخار اين لباس را پذيرا مي‌شوم و به آن مي‌بالم كه با همه مشكلات، ايستادم. و عشق و علاقه‌ من و همسرم به اين حرفه سبب شد كه دو تن از فرزندانمان نيز به اين راه كشانده شوند.

هر چند آنها خيلي زودتر از من مانند شما عزيزان جوان تجربه‌هاي تلخ دور افتادن از محيط دوست داشتني تحريريه‌ها را تجربه كردند.

اما بايد قدر دانست همين جمع‌هاي اين چنيني به راحتي به دست نيامده است. در نيمه دهه 60 چنين باوري وجود نداشت كه حضور يك زن در برنامه‌هاي خبري ارتباطي با جنسيت او ندارد. كم نبود سمينار و كنفرانسي كه ترك كردم تنها به اين دليل چون نبايد در رديف و كنار همكاران مرد بنشينم.

به ياد دارم اولين باري كه توانستم به عنوان يك خبرنگار در رديف ديگر همكاران مرد قرار بگيرم، در مسجد شركت واحد اتوبوسراني بود كه آقاي رفسنجاني براي بازديد رفته بودند. روابط عمومي شركت و محافظان آقاي هاشمي رضايت دادند كه در بخش مردانه مسجد در رديف ديگر خبرنگاران مرد بنشينم. تنها زن در محيط مردانه مسجد نه تنها برايم مشكل نبود بلكه حس بسيار خوبي داشتم. از قالب زن بودن درآمده، به برابري رسيده بودم. يك انسان. جداي از جنسيت، و همين يكساني است كه روحيه مي‌افريند، قدرت مي‌دهد و خلاقيت. ديگر همكاران ما در سرزمين‌هاي ديگر كارشان از نقطه برابري شروع مي‌شود و تلاش آنها براي خلاقيت و رشد حرفه‌اي صرف مي‌شود. آنچه كه ما در نيمه عمر كاري امكان دسترسي به آن را مي‌يابيم.

امروز خوشحالم كه در همه تحريريه‌ها تعدادي از دختران و زنان خبرنگار ما به هر صورت به كار مشغولند.

از خبرگزاري گفتم و خانه دومي كه ديرزماني است از آن دور افتاده‌ام. جادارد از دو موجود عزيزي كه سالياني را در اين سازمان بودند و از دستشان داديم يادي كنم. استاد مصطفي قريب كه بي‌ترديد حق بزرگي بر گردن گروه مترجمين اين سازمان دارد و احمد بورقاني كسي كه وقتي سال‌ها بعد، در سمت معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد مرا پذيرفت، تنها مقامي در جمهوري اسلامي بود كه پس از سال‌ها براي آگاهي از دليل بازنشسته شدنم مرا ياري داد.

در پايان به نكته‌اي بايد اشاره كنم كه تقريبا براي هر يك از روزنامه‌نگاران مي‌تواند مصداق داشته باشد. مي‌دانيم كه ما خبرنگاران به هر صورت ادامه كارمان را مديون مادرانمان هستيم. جداي از آن نيز همواره چند نفر تاثير بسياري در موفقيت ما در اين حرفه داشته‌اند. به پاس قدرداني از آنان بايد از زنده ياد پرويز واليزاده ياد كنم كه مسيرم را به من نشان داد. و محمود محجوب سردبير خبرگزاري كه سعادت همسري او را يافتم كه نقش بزرگي در ادامه راه و تجربه‌اندوزي‌ام‌ داشت و در نهايت عميد ناييني كه سعادت شاگردي او را يافتم و چگونه ديدن و نوع نگاه و جامع نگري به سوژه را از او آموختم و جلسات تحريريه ماهنامه پيام امروز كلاس درسي بود براي من و همه همكاراني كه سعادت حضور در اين جمع را داشتيم.

در پايان جا دارد بارديگر از موجود عزيزي ياد كنم كه حضور امروز من در اين مكان تنها به دليل همكاري و همياري او امكان يافت و مي‌دانم كه نهايت آرزوي همسرم محمود محجوب حضور در اين جمع است اما بيماري مجال اين حضور را به او نداده است اميدوارم هرچه زودتر سلامتش را باز يابد.

از همه عزيزاني كه دراين جمع حضور داريد سپاسگزارم



latest news:

سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران آگهي مي پذيرد
كمك مالي به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
فدراسیون
 بین المللی روزنامه نگاران


ماهنامه دانشجویی مهر

نسخه PDF بولتن انجمن شماره 61

تسهيلات ويژه بيمه روزنامه نگاران
 
©2004-2006 by Association Of Iranian Journalists - Aoij.ir - All rights reserved
ver : 0.1