« April 2006 | Main | June 2006 »

May 31, 2006

مهلت ثبت نام نامزدهاي انتخابات هيات مديره و بازرسان انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران تمديد شد

انتخابات هيات مديره و بازرسان انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران تيرماه امسال در مجمع عمومي عادي ساليانه برگزار مي شود.

به گزارش دبيرخانه انجمن دستور جلسه مجمع عمومي عادي ساليانه نوبت اول كه در محل سالن اجتماعات انجمن به نشاني تهران – خيابان بلوار كشاورز – كوچه شهيد كبكانيان – كوچه هفتم – پلاك 87 برگزار خواهد شد به شرح زير است:

1- قرائت گزراش هيات مديره و بازرسان و رسيدگي و اظهار نظر درباره آنها
2- بررسي و تصويب توازن مالي انجمن
3- انتخاب هيات مديره و بازرسان

از اعضاي محترم دعوت مي شود با همراه داشتن كارت داراي اعتبار انجمن در اين مجمع شركت فرمايند. طبق اساسنامه هر عضو فقط ميتواند وكالت يك عضو ديگر را برعهده داشته باشد و نمايندگي اعضا به صورت كتبي معتبر است، بر اين اساس وكالت نامه ها بايد تا 24 ساعت قبل از برگزاري مجمع عمومي به صورت كتبي به دفتر انجمن تحويل داده شوند. هيچ وكالتنامه اي پس از مهلت ياد شده پذيرفته نخواهد شد.

گفتني است مجمع عمومي فوق العاده انجمن نيز به منظور اصلاح اساسنامه قبل از مجمع عمومي عادي ساليانه برگزار مي شود.

همچنين با تصويب هيات مديره مهلت ثبت نام نامزدهاي عضويت در هيات مديره و بازرسان انجمن تا پايان وقت اداري روز چهارشنبه مورخ 31/3/85 تمديد شد. اعلام نامزدي فقط به صورت كتبي و حضوري معتبر و مهلت ثبت نام غيرقابل تمديد است.

كريمي‌راد: قرار سردبير و كاريكاتوريست ايران جمعه بازداشت موقت است و فعلا آزاد نمي‌شوند

سخنگوي قوه قضاييه با بيان اين خبر كه يكي از عوامل حادثه تروريستي جاده بم - كرمان تحويل دستگاه قضايي شده است، درباره‌ي پرونده روزنامه ايران نيز گفت كه قرار صادره براي سردبير و كاريكاتوريست ايران جمعه بازداشت موقت بوده و فعلا آزاد نمي‌شوند.

جمال كريمي‌راد در گفت و گو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: يك نفر از عوامل حادثه‌ي تروريستي جاده‌ي بم - كرمان كه در سيستان و بلوچستان نيز در شهيد كردن يك مامور نقش داشته، به دستگاه قضايي تحويل شده و موارد اتهامي وي در حوزه‌ي بم - كرمان نيز در مجتمع ويژه جرايم امنيتي تشكيل شده در سيستان و بلوچستان، رسيدگي مي‌شود و اين مجتمع صالح به رسيدگي است.

وي درباره‌ي وضعيت پرونده روزنامه ايران خاطرنشان كرد: قرار صادره براي كاريكاتوريست و سردبير روزنامه‌ي ايران جمعه قرار بازداشت موقت است و تا روشن نشدن انگيزه و پشت صحنه‌ي اين مسايل، اين دو نفر آزاد نمي‌شوند و پرونده كماكان در بازپرسي در حال پي‌گيري است.

كريمي‌راد درباره‌ي پرونده‌ي سقوط هواپيماي c-130 و نتيجه‌ي پي‌گيري‌ها در سازمان قضايي نيروهاي مسلح گفت كه اين پرونده براي صدور قرار نهايي آماده شده است.

May 30, 2006

جلسه‌ دادگاه رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران برگزار شد

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات رجبعلي مزروعي نماينده‌ي سابق مجلس شوراي اسلامي صبح امروز در شعبه‌ي 76 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي صارمي برگزار شد.

رجبعلي مزروعي در گفت و گو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين‌كه شاكي پرونده سردار ذوالقدر بوده است، اظهار داشت: اين شكايت نسبت به مصاحبه‌اي كه در مهرماه سال 1382 در زمينه‌ي سخنراني وي در قم داشتم، صورت گرفته؛ وي مدعي است كه توهين و اهانت شده و اين مصاحبه نشر اكاذيب بوده است.

وي ادامه داد: در ابتداي جلسه به صلاحيت دادگاه ايراد وارد كردم؛ زيرا طبق شكايت مطروحه در اين پرونده اگر جرمي واقع شده باشد، سياسي است و بايد طبق قانون اساسي با حضور هيات منصفه دادگاه برگزار شود.

اين نماينده‌ي سابق مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: بعد از ارايه‌ي اين ايراد، رييس دادگاه با اعلام تنفس وارد شور شد و در نهايت عنوان كردند با توجه به اين‌كه قوه‌ي مقننه، قانون عادي مربوط به اين اصل قانون اساسي را ارايه نكرده است، ما به پرونده رسيدگي خواهيم كرد كه بنده هم اعلام كردم اقناع نشدم زيرا ما در مجلس ششم درباره‌ي جرم سياسي تصميم‌گيري كرديم و اين مساله هم ناقض مسووليت قوه‌ي قضاييه نيست.

مزروعي خاطرنشان كرد: در دفاعياتم اعلام كردم با استناد به دو اصل 84 و 86 قانون اساسي كه تصريح دارد هر نماينده در مقابل تمام ملت مسوول است و حق دارد در تمام مسايل داخلي و خارجي كشور اظهارنظر كند و در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و راي خود آزاد است و نمي‌توان آن را به سبب نظراتشان در مجلس تعقيب و توقيف كرد. بنده به عنوان نماينده حق اظهارنظر داشتم.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت يادآور شد كه مصاحبه‌اي كه انجام دادم متضمن توهين، اهانت و نشر اكاذيب نبود و سخنراني ذوالقدر هم متعاقب برگزاري كنگره‌ي پنجم مشاركت بوده است و اظهار نظر حق من بود.

مزروعي تصريح كرد: مصاحبه‌اي كه داشتم فاقد سه عنصر مادي، معنوي و حقوقي جرم است پس جرمي واقع نشده است.

وي ادامه داد: در پايان دادگاه، قاضي 10 روز فرصت داد لايحه‌ي دفاعيه‌ام را ارايه كنم تا اعلام راي كند.

سومين جلسه رسيدگي به اتهامات الهام افروتن و محسن درستكار برگزار شد

سومين جلسه رسيدگي به اتهامات الهام افروتن و محسن درستكار، دو عضو هيات تحريريه هفته‌‏نامه لغو امتيازشده تمدن هرمزگان، صبح امروز به صورت غيرعلني در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

نعمت احمدي، وكيل مدافع محسن درستكار در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: در اين جلسه آخرين دفاع از متهمين پرونده اخذ شد و ما نيز با توجه به اخذ آخرين دفاع و نيز صدور حكم مدير مسوول نشريه تمدن هرمزگان، خواستار فك قرار بازداشت موكلانمان شديم كه اميدوارم دادگاه به اين تقاضاي ما توجه كند و افروتن و درستكار آزاد شوند.
وي از اشاره به جزئيات جلسه دادگاه به دليل غيرعلني بودن جلسه محاكمه خودداري كرد و گفت: در مورد تشريح جزئيات دادگاه به علت غير علني بودن برگزار شدن آن، با منع قانوني مواجه هستيم.
اتهامات الهام افروتن و محسن درستكار در اين پرونده، اقدام عليه امنيت ملي و توهين به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و مسوولان نظام عنوان شده است.
پيش از اين دو جلسه دادگاه به علت عدم حضور نماينده مدعي‌‏العموم و قاضي پرونده تجديد شده بود.

همچنين شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به اتهامات علي ديرباز، مديرمسوول هفته‌‏نامه تمدن هرمزگان داير بر اهانت به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، توهين به مقام رهبري و مسوولين نظام، تبليغ عليه نظام و ترويج مطالبي كه به اساس نظام جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد مي‌‏كند، رسيدگي و در نهايت وي را به اتهام توهين به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به تحمل 20 ماه حبس تعزيري و محروميت از فعاليت‌‏هاي مطبوعاتي محكوم و راي بر لغو امتياز هفته‌‏نامه تمدن هرمزگان داد.

مديرمسوول هفته‌‏نامه توقيف‌‏شده شمس تبريز بازداشت شد

مديرمسوول هفته‌‏نامه توقيف شده شمس تبريز بعد از ظهر روز يك‌‏شنبه، هفتم خرداد ماه جاري پس از خروج از محل كارش بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، علي‌‏ حامد ايمان، روزنامه‌‏نگار و نويسنده تبريزي كه گفته مي‌‏شود به دليل شركت در راهپيمايي غيرقانوني و انجام فعاليت‌‏هايش طي سال‌‏هاي اخير در ارتباط با مسائل آذربايجان دستگير شده است، پس از دستگيري يك بار با خانواده خود تماس تلفني گرفته و از وضعيت بازداشت خود خبر داده است.
وي صاحب امتياز و مدير مسوول هفته‌‏نامه شمس تبريز است. اين هفته‌‏نامه اواخر سال 79 به حكم دادگاه به دليل درج مطالب قوميت‌‏گرا توقيف شد.

هفته‌‏نامه شمس تبريز در سال 1376 مجوز انتشار گرفت و به دو زبان تركي و فارسي و با اولويت مسائل فرهنگي و سياسي منتشر مي‌‏شد. وي پس از لغو امتياز اين هفته‌‏نامه، به فعاليت‌‏هاي فرهنگي خود در قالب انتشار برخي نشريات محلي به عنوان سردبير يا انتشار ويژه‌‏نامه اقدام مي‌‏كرد.

May 28, 2006

مديرمسوول "توسعه" در دادگاه: مطبوعات جايگاه تعريف شده‌اي ندارند

دومين جلسه‌ي رسيدگي به اتهام قلي شيخي، مديرمسول روزنامه‌ي «توسعه» صبح امروز در شعبه‌ي 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي صارمي و به صورت علني برگزار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در ابتداي جلسه، قاضي صارمي اظهار داشت: با توجه به اين‌كه امروز دومين جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات مديرمسوول روزنامه‌ي «توسعه» است و در جلسه‌ي اول، كيفرخواست از سوي نماينده‌ي مدعي‌العموم قرائت شده، اين جلسه در ادامه‌ي جلسه‌ي اول دادگاه است.

وي، خطاب به مديرمسوول توسعه، ادامه داد: در كيفرخواست صادره، اتهام شما انتشار مطالب خلاف واقع در تاريخ 21/3/84 با موضوعي تحت عنوان «بيانيه‌ي شوراي تهران (دفتر تحكيم وحدت)» عنوان شده است. چنان‌چه دفاعي داريد بيان كنيد.

قلي شيخي، با قرار گرفتن در جايگاه اظهار داشت: در جلسات قبل مفصل در مورد اتهامات مطروحه بحث شده است. در جلسه‌ي اول در مورد چندين اتهامي كه به عنوان شكايت مدعي‌العموم مطرح بود، دفاعيات خود را مطرح كردم و جداي آن‌چه در گذشته بيان كردم، مطلب جديدي براي مطرح كردن ندارم.

وي، افزود: دادگاه و هيات منصفه‌ي مطبوعات بر اساس دفاعيات بنده و وكيلم راي را صادر كردند و ما تسليم راي دادگاه هستيم. نكته‌ي اصلي اين است كه اتهامات جديدي وجود ندارد.

قاضي صارمي، خطاب به قلي شيخي در مورد قبول اتهامات انتسابي سوال كرد كه وي پاسخ داد: قبول داريم و دفاعيات بنده در حال حاضر خارج از دفاعيات گذشته نيست.

نعمت احمدي، وكيل مدافع مديرمسول روزنامه‌ي توسعه نيز بيان كرد: در اين جلسه نه شكايت تازه‌اي وجود دارد و نه موضوع تازه‌اي در ميان است. بيانيه‌ي مذكور، توليد روزنامه نبوده و از دفتر تحكيم وحدت بوده كه منتشر شده است. اين بيانيه در بسياري از روزنامه‌ها منتشر شده و از طرف دفتر روزنامه‌ي توسعه، مطلبي به آن اضافه نشده است و مشابه اين بيانيه‌ها در فضاي انتخابات در روزنامه‌ها چاپ و منتشر شده است.

قاضي صارمي خطاب به قلي شيخي خواست تا آخرين دفاعيات خود را بيان كند.

مديرمسول روزنامه‌ي توسعه، با بيان اين‌كه دفاع خاصي ندارد، گفت: در دنيا مرسوم است كه مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي شناخته مي‌شوند. در كشور ما نيز اين‌گونه است اما در حد تعارف، مطبوعات جايگاه تعريف شده‌اي ندارند و ما نيز به عنوان مديرمسوول در هاله‌اي قرار گرفته‌ايم كه نمي‌دانيم بايد چه اقدامي انجام دهيم.

قلي شيخي، خاطرنشان كرد: ما نمي‌دانيم كه روزنامه‌ها در واقع مجاز به چاپ و انتشار بيانيه‌ها براي آگاهي و اطلاع مردم هستند يا خير و آيا اين عمل جرم محسوب مي‌شود؟ مطبوعات تنها ركني است كه مامن و پشتوانه‌اي ندارد.

وي، ادامه داد: يك فرد به عنوان قاضي، نماينده‌ي مجلس يا كارمند هرگاه تخلفي مرتكب شود جايگاهي براي رسيدگي دارد، اما مطبوعات هيچ مامن و پناهگاهي در كشور ندارند. اين گفته‌ي من از روي دلسوزي است و جزو دفاعيات بنده محسوب نمي‌شود.

قاضي صارمي پس از استماع اظهارات مديرمسوول روزنامه‌ي توسعه، ختم جلسه‌ي رسيدگي را اعلام كرد.

اطلاعيه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در مورد توقيف روزنامه ايران و بازداشت 2 روزنامه نگار

به دنبال چاپ و انتشار يك كاريكاتور در روزنامه ايران جمعه 22/2/85 كه موجب ايراد اتهام توهين به اين نشريه شده است، هيات نظارت بر مطبوعات پس از گذشت ده روز اقدام به توقيف موقت روزنامه ايران كرد و متعاقبا كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه به تصميم قضايي بازداشت شده، مدير مسئول روزنامه ايران تحت تعقيب قرار گرفت.

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در چارچوب قوانين و مقررات جاري كشوري و حقوق صنفي روزنامه نگاران از توقيف موقت روزنامه ايران و بازداشت 2 روزنامه نگار ابراز تاسف كرده، فارغ از ماهيت مطلب منتشر شده اعتقاد دارد:

1- توقيف موقت مطبوعات با قانون مطبوعات صرفا در صلاحيت مراجع و محاكم قانوني است و هيات نظارت بر مطبوعات به جز موارد خاص فاقد چنين اختياري است.

2- براي تحقيقات مقدماتي از متهمان پرونده (همانگونه كه در مورد مديرمسئول محترم روزنامه برخورد شد وقابل تقدير است)، نيازي به بازداشت كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه نيز نبوده و لذا خواستار آزادي نامبردگان در اسرع وقت است.

3- انجمن با توجه به حساسيت هاي موجود در كشورمان اكيدا به همكاران روزنامه نگار توصيه مي كند نسبت به رعايت كامل قانون مطبوعات و اخلاق حرفه اي توجه و دقت نظر كافي به عمل آورند تا امكان بيشتر و بهتري براي انجام رسالت حرفه اي و استفاده از آزادي مطبوعات فراهم آيد.

4- انجمن با توجه به موارد پيش گفته خواهان آن است كه روزنامه ايران در اسرع وقت رفع توقيف شود تا اين روزنامه و همكاران آن بتوانند امكان توضيح مواضع خود نسبت به موضوع پيش آمده را داشته باشند و از اين طريق به خدمات خود به جامعه و فضاي رسانه اي كشور ادامه دهند.

5- انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ضمن ابراز نگراني نسبت به امنيت شغلي و استقلال حرفه اي كاركنان روزنامه ايران كه در پي توقيف آن بيكار شده اند، اميدوار است با رفع توقيف از روزنامه امكان بازگشت به كار تمامي آنها فراهم آيد.

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران

علي مزروعي رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هشتم خرداد ماه محاكمه مي‌‏شود

جلسه رسيدگي به اتهامات رجبعلي مزروعي، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي صبح روز دوشنبه، هشتم خرداد ماه جاري در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار مي‌‏شود.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، شاكي مزروعي در اين پرونده سردار ذوالقدر و اتهام وي توهين و نشر اكاذيب عنوان شده است كه مربوط به مصاحبه وي در سال 83 در مورد اظهارات ذوالقدر است.

مزروعي در مصاحبه مزبور كه در دوران نمايندگي وي در مجلس ششم ايراد شده، عنوان كرده است كه نظاميان حق ورود به مسايل سياسي و مناقشات سياسي را ندارند و ذوالقدر به دليل عدم رعايت اين مسأله صلاحيت نظامي بودن را ندارد كه اين مصاحبه مورد شكايت سردار ذوالقدر قرار گرفت و در اين راستا پرونده‌‏اي براي مزروعي تشكيل شد.
پيش از اين چندين بار جلسه محاكمه اين نماينده مجلس ششم در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شده است كه وي در آن حضور نداشت و دادگاه به صورت غيابي وي را به تحمل يك سال حبس تعزيري و پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم كرد. مزروعي نيز در مهلت قانوني 20 روزه براي اعتراض نسبت به اين رأي واخواهي كرد كه قرار است به اين واخواهي وي روز هشتم خرداد ماه جاري رسيدگي شود.

معاون دادستان تهران: سردبير و كاريكاتوريست "ايران جمعه" همچنان تحت قرار بازداشت موقت هستند

بنا به گفته‌ي معاون دادستان تهران، سردبير و كاريكاتوريست «ايران جمعه» همچنان تحت قرار بازداشت موقت هستند.

محمود سالاركيا به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت كه سردبير و كاريكاتوريست «ايران جمعه» همچنان تحت قرار بازداشت موقت به سر مي‌برند و پرونده‌ي تشكيل‌شده در اين زمينه در مرحله‌ي تحقيقات مقدماتي و در دادسراست.

هيات نظارت بر مطبوعات در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دوره‌ي خود كه به طور فوق‌العاده در روز سه‌شنبه ‌٢/ ‌٣ /‌٨٥ برگزار شد با اكثريت آرا، روزنامه‌ي ايران را توقيف كرد.

هيات نظارت اين روزنامه را به دليل انتشار مطالب تفرقه‌افكن و تحريك‌آميز و با استناد به تبصره ماده ‌١٢ قانون مطبوعات و بر اساس بند ‌٥ ماده ‌٦ همان قانون توقيف و به دادگاه ارجاع كرد.

اطلاعيه گزارشگران بدون مرز درباره دستگيری دو روزنامه نگار در استان های اردبيل و آذربايجان شرقي

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند : " امين حسين موحدی و اورج اميری به شکل غير قانوني دستگير و به محلي نامعلوم انتقال يافته اند. مقامات قضايي- امنيتي از دادن هر گونه خبری در باره وضعيت و محل بازداشت آنها خودار مي ورزند ی. اين دستگيری های خودسرانه و آزار و اذيت ها ثابتگر محدوديت برای روزنامه نگاراني ست که تنها جرم شان انجام وظيفه و اطلاع رساني مستقل است.

جمعه ٥ خرداد ماه در مشکين شهر امين حسين موحدی به هنگام خروج از منزل توسط لباس شخصي های مسلح بازداشت و به محل نامعلومي منتقل شد. اين روزنامه نگار برای قوه قضايه و ماموران وزارت اطلاعات به دليل روشنگری ها و مقالات انتقادی اش شناخته شده بود. امين حسين موحدی در آذر ماه سال گذشته نيز توسط ماموران وزارت اطلاعات ربوده و به مدت سه روز در زندان اطلاعات اردبيل زنداني تحت شکنجه قرار گرفته بود.

پنجشنبه ٤ خرداد ماه اورج اميری در منزلش توسط مرداني مسلح با لباس شخصي بازداشت و پس از بازرسي منزل و به همراه مداراک و دست نوشته ها و سي دی ها کامپيوترش به محل نامعلومي انتقال يافت. اين روزنامه نگار زماني که از ماموران خواهان نشان دادن حکم بازداشت و بازرسي شده بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. همسر اين روزنامه نگار نيز به دليل اعتراض به بازداشت همسرش توسط ماموران بازداشت شده بود.

جمهوری اسلامي همزمان با آغاز تظاهرات در شهرهای آذربايجان از انتشار اخبار آن در روزنامه ها و خبرگزاری ها جلوگيری مي کند. به ويژه در استانهای شمالي کشور تهديد و فشار و بر روزنامه نگاران را افزايش داده است. در روزهای اخير، هادی دهقاني در خيابان مورد ضرب و شتم "عده ای ناشناس" قرار گرفته است. پيمان پاک مهر روزنامه نگار مستقل و همکار سايت تبريز نيوز چندين بار مورد تحديد قرار گرفته است. سايت تبريز نيوز فيلتر و تلفن اش چندين بار قطع شده است.

يادآوری

در تاريخ ٢٢ ارديبهشت در ویژه نامه ايران جمعه، مطلبی با عنوان "چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند" چاپ شده بود. در این مطلب چند کاريکاتور وجود دارد که در يکی از آنها کودکی با يک سوسک صحبت می کند و به زبان آذری می پرسد: " چی؟". در پی انتشار این مطلب، در برخی از شهرهای استان آذربایجان تظاهرات اعتراضی برگزار شد روزنامه ایران و ایران جمعه از واقعه پیش آمده پوزش خواسته و حتا کاریکاتوریست روزنامه را نیز از کار برکنار کرده بودند، اين تظاهرات در برخي مناطق همچنان ادامه دارد. مانا نيستاني کاريکاتوريست و مهرداد قاسم فر سردبير ویژه نامه ی هفتگی ايران جمعه .با شکایت وزارت اطلاعات و دستور سعید مرتصوی دادستان تهران روانه زندان اوین شدند. روزنامه دولتي ايران نیز از سوی هيات نظارت بر مطبوعات به اتهام "دامن زدن به اختلافات قومي" توقيف شد.

May 25, 2006

رييس انجمن صنفي روزنامه‌‏نگاران:توقيف روزنامه ايران فاقد وجاهت قانوني است

وقوع اشتباهات در كار روزنامه‌‏نگاري قابل تصور است.
برخوردي كه با روزنامه ايران شد، بيشتر جنبه سياسي و مصلحتي داشت.
رييس انجمن صنفي روزنامه‌‏‌‏نگاران، استناد هيأت نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در توقيف روزنامه ايران را فاقد وجاهت قانوني دانست.

رجبعلي مزروعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" در خصوص توقيف روزنامه‌‏ ايران از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات گفت: طبق قانون مطبوعات، هيأت نظارت بر مطبوعات تنها در يك صورت مي‌‏تواند نشريه‌‏اي را توقيف و پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع كند و آن هم در زماني است كه نشريه مزبور به مراجع تقليد و رهبري توهين كرده باشند، بنابراين زماني كه نشريه‌‏اي به مراجع تقليد و رهبري توهين نكرده باشد و صرفاً مرتكب تخلفي شده باشد، هيأت نظارت بر مطبوعات فقط مي‌‏تواند پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال كند و حق توقيف نشريه را ندارد.
وي افزود: به اعتقاد بنده برخوردي كه با روزنامه ايران صورت گرفت، بيشتر جنبه سياسي و مصلحتي دارد تا جنبه حقوقي و قانوني.
مزروعي تصريح كرد: با توجه به سرعت عملي كه در كار روزنامه‌‏نگاري وجود دارد، وقوع اين‌‏گونه تخلفات و اشتباهات قابل تصور است، همان‌‏گونه كه در ساير مشاغل نيز چنين تخلفاتي به وقوع مي‌‏پيونند. ضمن اينكه عذرخواهي مديران روزنامه ايران هم در اين زمينه كفايت مي‌‏كند.
رييس انجمن صنفي روزنامه‌‏نگاران در خصوص اقدامات اين انجمن در حمايت از روزنامه ايران، گفت: در جلسه‌ هيأت مديره انجمن كه روز شنبه برگزار مي‌‏شود، در اين زمينه بحث و بررسي خواهيم كرد و بيانيه‌‏اي نيز صادر مي‌‏كنيم.

دادگاه الهام افروتن و محسن درستكار براي بار دوم تجديد شد

دومين جلسه رسيدگي به اتهامات الهام افروتن و محسن درستكار، دو عضو هيات تحريريه هفته‌‏نامه لغو امتيازشده تمدن هرمزگان كه قرار بود صبح امروز در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود، به علت عدم حضور قاضي دادگاه براي دومين بار تجديد شد.
نعمت احمدي، وكيل مدافع محسن درستكار در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب گفت: پيش از اين نيز جلسه دادگاه به علت عدم حضور نماينده مدعي‌‏العموم تجديد شده بود.
به گفته وي وقت بعدي دادگاه از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران اعلام خواهد شد.

اتهامات الهام افروتن و محسن درستكار در اين پرونده، اقدام عليه امنيت ملي و توهين به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و مسوولان نظام عنوان شده است.
پيش از اين نيز شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به اتهامات علي ديرباز، مدير مسوول هفته‌‏نامه تمدن هرمزگان داير بر اهانت به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، توهين به مقام رهبري و مسوولين نظام، تبليغ عليه نظام و ترويج مطالبي كه اساس نظام جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد مي‌‏كند، رسيدگي و در نهايت وي را به اتهام توهين به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به تحمل 20 ماه حبس تعزيري و محروميت از فعاليت‌‏هاي مطبوعاتي محكوم و راي بر لغو امتياز هفته‌‏نامه تمدن هرمزگان داد.

كامبيز نوروزي لايحه‌دفاعيه‌اش را تقديم دادگاه كرد

كامبيز نوروزي، مدرس حقوق مطبوعات و حقوقدان صبح امروز لايحه دفاعيه‌اش را به شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران تقديم كرد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كامبيز نوروزي در جلسه دادگاه مورخه 26/02/85 در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينان عنوان كرده بود كه به علت اين‌كه اتهامات به وي تفهيم نشده است، اظهارات شفاهي خود را بيان و ظرف چند روز آينده لايحه‌ي مطلوب خود را تقديم دادگاه مي‌كند.

نوروزي در اين جلسه بر اساس مصاحبه‌ها و اظهاراتش در برخي از روزنامه‌ها به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه نظام محاكمه شد.

مهمترين بخش از دفاعيات نوروزي در اين جلسه بر اين بحث استوار بود كه جرم نويسنده، جرم مطبوعاتي است و بايد با حضور هيات منصفه محاكمه شود.

اکبر گنجی برنده جایزه سال ۲۰۰۶ مدافعان حقوق بشر مارتین اِنالز شد

در کنفرانس مدافعان حقوق بشر سال 2006 در آتلانتای آمریکا به ریاست جیمی کارتر، رئیس جمهوری اسبق آمریکا، اعلام شد اکبر گنجی روزنامه نگار و نویسنده، برنده جایزه مدافعان حقوق بشر مارتین اِنالز شد، که در ماه اکتبر در ژنو، به آقای گنجی داده می شود. یازده سازمان عمده غیرانتفاعی مدافع حقوق بشر در جهان در اهدای این جایزه همکاری دارند. نیل هیکس مدیر برنامه بین المللی دفاع از حقوق بشر سازمان حقوق بشر اول، یکی از موسسات مسئول این جایزه، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید اکبر گنجی با مقاومت خود در زندان جمهوری اسلامی به سمبولی برای مقاومت برای ملت ایران تبدیل شد و داوران در انتخاب او از میان نامزدها به نقش الهام بخش او در کشورش توجه داشتند. هیکس ابراز امیدواری می کند که گنجی بتواند برای گرفتن این جایزه به ژنو برود.
ليلي صدر


اکبر گنجی روزنامه نگار و نویسنده، برنده جایزه مدافعان حقوق بشر مارتین اِنالز شد. این جایزه در ماه اکتبر در ژنو، به آقای گنجی داده می شود. این موضوع در کنفرانس مدافعان حقوق بشر سال 2006 در آتلانتای آمریکا اعلام شد. روز چهارشنبه این کنفرانس که ریاست آن را جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا و لوئی آربور، کمیسیونر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، بطور مشترک به عهده دارند، به پایان می‌رسد. جایزه مارتین اِنالز به پاس شجاعت اکبر گنجی در ابراز عقیده برای اصلاحات دمکراتیک و در محکوم کردن جنایت های دولتی اهدا می شود. برنده دیگر جایزه سال 2006، آرنولد سونگا، فعال حقوق بشر شهروند زیمبابوه است.
جایزه مارتین انونز که اهدای آن از سال 1993 آغاز شد سالانه به کسی داده می شود که شجاعانه و به طور کم سابقه و با نوآوری به نقض حقوق بشر اعتراض کرده است. مبلغ این جایزه 20 هزار فرانک سوئیس است. 11 سازمان عمده غیرانتفاعی مدافع حقوق بشر در جهان در اهدای این جایزه همکاری دارند: سازمان عفو بین الملل، سازمان دیدبان حقوق بشر، سازمان هشدار بین الملل، کمیسیون بین المللی حقوقدانان، فدراسیون بین المللی حقوق بشر، سرویس بین المللی حقوق بشر، سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و سازمان حقوق بشر اول.

نیل هیکس مدیر برنامه بین المللی دفاع از حقوق بشر سازمان حقوق بشر اول، در مصاحبه با رادیوفردا در باره نحوه انتخاب برنده این جایزه می گوید این جایزه هر سال داده می شود و هرسال سازمان دهندگان جایزه اسامی برندگان مورد نظر خود را نامزد می کنند و هر کس می تواند یک فعال حقوق بشر را نامزد دریافت این جایزه کند و سپس اعضای هیات داوری از میان نامزدها چند نفر را انتخاب می کنند و در دیداری در باره برنده نهائی تصمیم میگیرند.

وی می گوید بعد از تحقیق در باره نامزدهای امسال و اهمیت کاری که در کشور خود انجام داده اند، امسال اکبر گنجی برگزیده شد که سمبول مقاومت دربرابر بی عدالتی است. وی می گوید دلیلی که داوران تصمیم گرفتند اکبر گنجی را انتخاب کنند مقاومت او در برابر فشار در دوران زندان بود. ما فکر میکنیم این اهمیت دارد که نقش مهم و الهام بخش او را برای سایر فعالان و مردم ایران به رسمیت بشناسیم.

وی ابراز امیدواری کرد که گنجی بتواند از ایران خارج شود و شخصا جایزه را در ژنو بستگی دارد و امیدواریم دولت ایران با خوشحالی به گنجی اجازه دهد که بتواند به ژنو برود و این جایزه معتبر را که از سوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل اهدا می شود و ما امیدواریم دولت ایران همکاری کند.

May 24, 2006

روزنامه ايران توقيف موقت شد

سرانجام در پي افزايش اعتراضات به چاپ كاريكاتوري در روزنامه ايران، هيات نظارت بر مطبوعات در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دوره‌ي خود كه به طور فوق‌العاده در روز سه‌شنبه 2 / 3 / 85 برگزار شد با اكثريت آرا، راي به توقيف اين روزنامه داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هيات نظارت اين روزنامه را به دليل آن‌چه انتشار مطالب تفرقه‌افكن و تحريك‌آميز خوانده و با استناد به تبصره ماده 12 قانون مطبوعات و بر اساس بند 5 ماده 6 همان قانون توقيف و به دادگاه ارجاع كرد.

اين درحاليست كه وزير كشور نيز خبر داده بود كه كاريكاتوريست مذكور نيز بازداشت خواهد شد و طبق آخرين اخبار پس از توقيف روزنامه، مديرمسوول، سردبير و كاريكاتوريست در دادسرا حاضر شده‌اند.

آن‌چه گذشت...

روزنامه ايران در يكي از شماره‌هاي هفته گذشته خود كاريكاتوري را چاپ كرد كه اعتراض گروه‌هايي از هموطنان آذري‌زبان را برانگيخت.

در نخستين حركت اعتراضي دانشجويان آذري زبان در برخي از دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه‌هاي تبريز، اروميه، زنجان، اردبيل، تهران و... با برگزاري تجمعات متعدد كه تا روز سه‌شنبه نيز ادامه داشت با تاكيد بر توهين‌آميز بودن اين كاريكاتور ، توضيح و عذرخواهي مسوولان مربوطه و برخورد با خاطيان را خواستار شدند.

دامنه اين اعتراضات پس از دانشگاه‌ها به مجلس هم كشيده شد و نمايندگان مجلس از جمله محمدرضا باهنر در روزي كه جلسه علني مجلس را اداره مي‌كرد تا آن‌جا پيش رفت كه اين اقدام را در راستاي توطئه‌هاي دشمن خواند و برخورد با متخلفان را درخواست كرد.

وي با بيان اين‌كه بسياري از نمايندگان آذري‌زبان و ديگر نمايندگان، اعتراض خود را در اين باره به هيأت رييسه اعلام كرده‌اند، به دو بار عذرخواهي رسمي و كتبي مديرمسوول اين روزنامه اشاره كرد و گفت: مديرمسوول اعلام كرده كه حتما با مباشر و يا نويسنده اين مطلب برخورد كرده و او را اخراج خواهد كرد. وي با تأكيد بر لزوم دقت و حساسيت در اين موارد، گفت: ما امروز با توطئه‌هاي وسيع كه ريشه‌ي بسياري از آنها در خارج از كشور است روبه‌رو هستيم. از داستان ترور كور عده‌اي از هموطنان بي‌گناهمان در شهرستان بم تا مطالبي كه بعضا در خوزستان مطرح مي‌شود.

باهنر گفت: به نظر مي‌رسد كه اين مطلب يك حلقه از اين زنجيره است.

هم‌چنين روز دوشنبه تجمع جمعي از مردم تبريز به درگيري اعتراض‌كنندگان با نيروهاي انتظامي كشيده شد.

به گزارش ايسنا، معترضان كه اعتراضات خود را از ساعت 4 بعد از ظهر روز دوشنبه در چند نقطه‌ي مختلف شهر نسبتا به طور همزمان و با پخش اعتراضيه‌هايي شروع كرده بودند، شروع به سر دادن شعارهايي با مضمون «اعاده‌ي حيثيت آذري زبانان» كردند.

بر اساس اين گزارش با افزايش تعداد معترضان آنان به سمت استانداري آذربايجان شرقي حركت كردند و حضور مسوولان را در جمع خود خواستار شدند كه با عدم حضور مسوولان، برخي از تجمع‌كنندگان با هجوم به سوي ساختمان استانداري و پرتاب سنگ به طرف ساختمان اعتراض خود را اعلام كردند، اما در پي دخالت نيروي انتظامي تجمع‌كنندگان متفرق شدند و به طرف نقاط ديگر شهر حركت كردند.

معترضان در ادامه به طرف دانشگاه تبريز حركت كردند و در اين ميان به طرف برخي از ادارات دولتي سنگ پرتاب شد و شيشه‌هاي برخي ساختمان‌هاي دولتي از جمله چند بانك شكسته شد. هم‌چنين چند خودرو و يك بانك دولتي به آتش كشيده شد.

در اين درگيري كه تا ساعاتي ادامه داشت در نقاط مختلف شهر براي متفرق ساختن تجمع‌كنندگان از گاز اشك‌آور و باتوم استفاده شد.

هم‌چنين برخي از تجمع‌كنندگان با حركت به سمت صدا و سيماي استان نسبت به نحوه‌ي اطلاع‌رساني از روند اين جريان در روزهاي گذشته اعتراض كردند كه خبر آن از سوي صدا و سيماي آذربايجان شرقي اعلام شد.

در همين ارتباط استاندار آذربايجان شرقي به شرايط حساس كنوني اشاره كرد و از مردم قهرمان و شريف آذربايجان خواست با تحمل فراوان، مسوولان را در بررسي آن‌چه پيش آمده ياري كنند.

محمد معمارزاده در گفت‌وگو با ايسنا، آنچه را اهانت‌هاي يك روزنامه‌ به آذري زبان‌ها مي‌دانست، موجب فرصت‌طلبي برخي افراد خواند و افزود:« آذربايجان همواره ايراني بوده است و تمام قوميت‌هاي كشور، ايراني هستند كه از قرن‌ها پيش از حدود و ثغور كشور صيانت كرده‌اند.»

وي خطاب به مردم تاكيد كرد: «لابه‌لاي اين تحركات برخي به دنبال تحقق مقاصد خود هستند.»

استاندار آذربايجان شرقي با بيان اين‌كه احساسات مردم با اين اقدام خدشه‌دار شده است، مردم، دانشجويان و استادان را به صبر و بردباري فرا خواند.

معمارزاده ادامه داد:« تنبيه كننده خاطي در اين ماجرا، دستگاه قضايي است.»

تاكيد بر حل مساله از راه قانوني و هشدار نسبت به سوءاستفاده فرصت‌طلبان

روز سه‌شنبه نيز رييس مجلس شوراي اسلامي بعد از نطق جبارزاده نماينده تبريز و اسكو كه نسبت به هتك حرمت آذري زبانان سخناني ايراد كرد، با تشكر از جبارزاده گفت: اگر چه نايب رييس محترم مجلس آقاي باهنر جلسه قبل موضع مجلس را اعلام كردند، بنده هم لازم مي‌دانم مراتب احترام خود را نسبت به آذربايجان و مردم غيور و شريف آن اعلام كنم.

دكتر غلامعلي حداد عادل خاطر نشان كرد: صريحا مي‌گويم هرگونه اهانتي به مردم آذربايجان اهانت به همه مردم ايران است و آذربايجان همان طور كه در نقشه جغرافيا مشهود است، سر ايران است.

وي در عين حال نسبت به سوءاستفاده برخي از جريان‌ها از اين قضيه هشدار داد و گفت: اطمينان هم دارم مردم ارجمند آذربايجان مراقب خواهند بود كه دست‌هاي ناپاك از اين اتفاقي كه افتاده‌، سوء استفاده نكنند.

حدادعادل تاكيد كرد: مردم آذربايجان هميشه به هوشمندي و وطن‌خواهي معروف بوده‌اند و مي‌دانند كه يكي از توطئه‌هايي كه علنا از سوي دشمنان اعلام شده تفرقه است. ان‌شاء الله خودشان تدبير خواهند كرد و اين مساله هم مثل همه موارد ديگر به سود وحدت ملي تمام خواهد شد.

اين در حاليست كه در جلسه علني روز سه‌شنبه مجلس عشرت شايق نماينده‌ي مردم تبريز از پيگيري براي استيضاح وزير ارشاد خبر داد و به خبرنگاران پارلماني گفت: نمايندگان آذري زبان مجلس به دليل تعلل وزير ارشاد در عذرخواهي نسبت به چاپ كاريكاتور در يك روزنامه طرح استيضاح وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را تهيه كرده‌اند كه اين طرح هم‌اكنون در حال جمع‌آوري امضا مي‌باشد.

هم‌چنين مهرانگيز مروتي به خبرنگاران گفت: اين طرح به دليل اهانت به ترك‌ها تهيه شده و هم‌اكنون در حال جمع‌آوري امضاست و 10 امضا نيز دارد.

«فرهنگي»، ديگر نماينده تبريز هم گقت: در چنين شرايطي چگونه است كه يك روزنامه متن و كاريكاتوري را كه به بخش وسيعي از ملت ايران توهين كند، منتشر مي‌كند. چگونه بپذيريم كه چنين اتفاقي ساده و عادي بوده است. موضوع را به طور علمي و روان‌شناسانه و بر اساس مباني تحليل محتوا بررسي كنيد. كسي كه متن و تصاوير را مي‌بيند به شدت احساس تحقير مي‌كند.

وي ادامه داد: گذشته از بهره‌گيري سودجويان و معاندان كه سعي مي‌كنند در چنين فضاهاي هيجاني، عقده‌هاي ديرين خود را بازگشايند اكثر مردم آذري زبان در سطح كشور واقعا متاثرند. حادثه‌اي كه ديروز در تبريز شكل گرفت با بهره از همين احساس عمومي بود كه مشابه آن در 20 تير سال 78 نيز آغاز شد.

نماينده‌ تبريز خاطرنشان كرد: آن ماجرا به سرعت مهار شد و برادر خودم نيز در اين ماجرا به شهادت رسيد. آن روز نگاه متفاوتي به حادثه داشتم و امروز نيز مسوولان و مديران بخش‌هاي مختلف براي اولين بار هم كه شده عالمانه و واقع‌بينانه با مسائل اين مناطق برخورد نمايند.

محمدرضا ميرتاج‌الديني هم با اشاره به اصل 19 و بند 15 اصل 3 قانون اساسي و اخطاري در راستاي بند 11 ماده 23 و ماده 37 آيين‌نامه در خصوص وظايف كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: همان‌طور كه همكاران در نطق پيش از دستور بيان كردند انتشار كاريكاتور موهن در ويژه‌نامه يكي از روزنامه‌ها احساسات پاك مردم غيور و انقلابي آذربايجان را جريحه‌دار كرد.

نماينده‌ي مردم تبريز با بيان اين‌كه نامه و تذكراتي در اين خصوص به مسئولان داده شد، افزود: متأسفانه با نامه و تذكر نمايندگان آذربايجان به وزير ارشاد، به موقع اقدام نشد.

به گفته‌ي اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس، به وزراي ارشاد و اطلاعات تذكر داده شد تا ضمن برخورد شديد و سريع قانوني با اين اقدام ناپسند و انعكاس نتيجه‌ي آن، ترتيبي اتخاذ شود تا از اقدامات فتنه‌انگيز مشابه در آينده پيشگيري شود، اما اين اقدام به موقع انجام نشد.

وي با بيان اين‌كه هرگونه تعلل و بي‌توجهي در پاره‌اي از موضوعات خطاي بزرگي است، افزود: اگر مسئولان ذيربط به تذكرات و نامه‌هاي نمايندگان توجه و به موقع اقدام مي‌كردند اين مشكل زودتر حل مي‌شد.

اين عضو فراكسيون اصولگرايان با اشاره به اين‌كه چرا مسئولان از عذرخواهي در مقابل خطاها اجتناب مي‌كنند،‌ خاطرنشان كرد: وزير محترم ارشاد ديروز عذرخواهي كرد، اما اي كاش اين عذرخواهي را زودتر انجام داده بود.


در هيات نظارت

در همين حال علاء‌الدين ظهوريان مدير كل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا اظهار داشت: روزنامه ايران به دليل انتشار كاريكاتوري كه اخير منتشر كرد و منجر به اتفاقاتي در برخي شهرها شد، از سوي هيات نظارت بر مطبوعات توقيف موقت و طبق قانون مطبوعات به دادگاه قضايي معرفي شد.

وي ابراز اميدواري كرد: با توقيف موقت روزنامه‌ي ايران تا حدودي از التهاب و تنش‌ها كاسته شود.

وي هم‌چنين گفت: برخوردهاي قضايي لازم در مورد فردي كه كاريكاتور را كشيده و افراد مسوول ديگر در حال انجام است.

ظهوريان گفت: هيات نظارت بر مطبوعات در همين راستا اطلاعيه‌اي را منتشر خواهد كرد.

حسن كامران عضو ديگر هيأت نظارت بر مطبوعات نيز به خبرنگاران گفت: در جلسه هيأت نظارت بر مطبوعات از پنج نفر اعضاي آن، سه نفر به توقيف روزنامه ايران رأي دادند.

كامران افزود: مدت توقيف روزنامه مشخص نيست تا زماني كه در دادگاه تعيين تكليف شود.

وي در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران درباره اينكه آيا اختلافات مديرمسئول روزنامه ايران با مديرعامل خبرگزاري ايرنا و وزير ارشاد بهانه‌اي براي دامن زدن به اين قضيه و توقيف روزنامه نبوده است؟ گفت: توقيف ربطي به اين اختلافات ندارد و به دليل چاپ كاريكاتور توهين‌اميز به آذري زبانان بوده است.


اقدامات قانوني در حال انجام است؛ مردم هوشيار باشند

پس از ارجاع اين پرونده به دادسرا دري نجف‌آبادي دادستان كل كشور نيز طي سخناني اعلام كرد: متاسفانه غفلت و سهل‌انگاري برخي برادران و بهانه‌جويي برخي ديگر، آثار و عواقب نامطلوب براي وحدت و انسجام ملي و اخوت و الفت اقوام شريف و غيور ايراني و به‌ويژه مردم شريف و بزرگوار و غيرتمند آذربايجان كه همواره از اركان اصلي ملت ما و مرزبانان و افتخارآفرينان كشور عزيزمان بوده‌اند، و در حوزه‌ها و مراكز سياسي و فرهنگي و اقتصادي و نظامي منشأ افتخار و سربلندي هستند، و رهبر بزرگوار انقلاب كه مايه‌ي افتخار ملت و ميهن عزيز ما مي‌باشند، به آن سرزمين تعلق دارند. واضح است كه دست‌هاي پليد بيگانگان در شرايط فعلي براي دامن زدن به مسائل قومي، نژادي و مذهبي و ايجاد تفرقه تلاش مي‌كنند و البته ملت ما بيدارند و از آمريكا بيزارند. اميد است با هشياري مردم شريف، ملت بزرگ ما روز به روز به سمت عزت و بقا و اقتدار پيش رود و دشمنان و بدخواهان بيشتر رسوا شوند.


قانون؛ حرف اول و آخر

در پي عذرخواهي روزنامه ايران و انجام اقدامات قانوني از سوي مسوولان به نظر مي‌رسد پي‌گيري اين ماجرا از سوي هموطنان آذري ، دانشجويان و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در بستر قانوني آن موجب مي‌شود تا فرصت‌طلباني كه در روزهاي اخير قصد سوءاستفاده از جو موجود را داشته‌اند در تحقق اهدافشان ناكام بمانند.

مهرداد قاسم‌‏فر و مانا نيستاني، سردبير و كاريكاتوريست روزنامه ايران جمعه بازداشت شدند

مهرداد قاسم‌‌‏فر، سردبير ويژه‌‏نامه ايران جمعه و مانا نيستاني، كاريكاتوريست اين روزنامه از سوي دادسراي كاركنان دولت بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، به دنبال چاپ كاريكاتوري در روزنامه ايران جمعه كه در آن به شهروندان آذري‌‏زبان‌ توهين شده بود، مدعي‌‏العموم و وزارت اطلاعات از سردبير و طراح اين كاريكاتور به دادسراي كاركنان دولت شكايت كردند كه بر اساس احضاريه اين شعبه، مهرداد قاسم‌‏فر و مانا نيستاني صبح امروز در دادسراي كاركنان دولت حاضر شدند و به سوالات قاضي اسلامي پاسخ دادند.
در پايان اين جلسه، قاضي اسلامي براي سردبير و طراح كاريكاتور مورد نظر، قرار بازداشت موقت صادر كرد.

الهام افروتن و محسن درستكار چهارشنبه محاكمه مي‌شوند

الهام افروتن و محسن درستكار روز چهارشنبه به اتهام توهين به مقامات و مقدسات در شعبه‌ي 26 دادگاه انقلاب محاكمه مي‌شوند.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات اين دو نفر كه قرار بود 19 ارديبهشت در شعبه‌ي 26 دادگاه انقلاب برگزار شود، به علت عدم حضور نماينده‌ي دادستان به سوم خرداد ماه سال جاري موكول شد.

پيش از اين وكيل مدافع الهام افروتن با اشاره به اين كه افروتن نويسنده و نقل كننده اين مقاله نبوده است، عنوان كرده بود كه اهانت به مسوولان و ساير اتهاماتي كه در كيفرخواست اين پرونده ذكر شده هيچ‌گاه مورد نظر موكلش نبوده و متاسفانه افرادي قصد بهره‌برداري از آن به نفع خود و تبليغ عليه نظام را داشته‌اند.

May 22, 2006

تشكيل كميته تخصصي روزنامه نگاران حوزه شهري انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران

كميته تخصصي روزنامه نگاران حوزه شهري انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران آغاز به كار كرد.
روزنامه نگاراني كه عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران هستند مي توانند با عضويت در اين كميته به فعاليت بپردازند. اعضاي غير عضو نيز مي توانند به صورت افتخاري به عضويت كميته تخصصي روزنامه نگاران شهري در آيند. اين كميته در موضوعاتي از قبيل ترافيك، محيط زيست شهري، اقتصاد شهر و ... به فعاليت خواهد پرداخت.
تلاش براي ارتقا سطح كيفي روزنامه نگاران حوزه شهري، برگزاري تورهاي آموزشي، دفاع از حقوق صنفي و ديده باني در راستاي حفاظت از منافع شهر و شهروندان از مهمترين اهداف كميته تخصصي روزنامه نگاران شهري اعلام شده است.

May 21, 2006

نامه سرگشاده انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص سرنوشت هديه رئيس جمهور خاتمي به روزنامه نگاران

جناب آقاي صفار هرندي
وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي

با سلام
چنانكه مي دانيد طرح هديه رئيس جمهوري خاتمي به روزنامه نگاران دستخوش تحولات گوناگوني شد كه در نهايت دولت جديد تصميم گرفت اين طرح را به صورت مستقيم و با تغيير كاركرد مبلغ اهدايي رئيس جمهور در دست گيرد.
از آنجايي كه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در ابتدا با هماهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مسئوليت اجرايي كردن اين طرح را به عهده گرفته بود، فرجام اين طرح، پرسش ها و ابهامات فراواني را براي اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بوجود آورده است. عليهذا مستدعي است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت مطبوعاتي به گونه اي آشكار و شفاف ضوابط و نحوه اجرايي كردن اين طرح هديه رئيس جمهور به روزنامه نگاران و تعداد روزنامه نگاران دريافت كننده اين كمك به تفكيك موسسه و مطبوعه ها را اعلام كند تا ابهامات موجود در اين زمينه مرتفع گردد.

علي مزروعي
رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران

ماشاء الله شمس الواعظين، ‌رئيس كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران: مدير مسئول روزنامه توسعه مقصر شناخته شد

در پي عدم تمكين مدير مسئول روزنامه توسعه در پذيرش راي قطعي و لازم الاجراي اداره كل كار و امور اجتماعي شعبه شمال شرق تهران، كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران اطلاعيه اي صادر كرد.
ماشاء الله شمس الواعظين، رئيس كميته حل اختلاف انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران ضمن اعلام اين خبر گفت: اصرار چندباره كميته حل اختلاف براي ميانجي گري ميان 15 روزنامه‌نگار اخراجي روزنامه توسعه كه آبان ماه 1384 به انجمن شكايت آورده بودند، با آقاي قلي شيخي ، مدير مسئول روزنامه ياد شده ، به آنجا انجاميد كه وي در جلسات حل اختلاف حاضر نشد و كميته حل اختلاف انجمن، شاكيان را براي پي گيري دعوي خود به دادگاه كار معرفي كرد.
به گفته شمس الواعظين پي گيري جدي روزنامه‌نگاران و نيز ابوالحسن مختاباد، دبير كميته حل اختلاف انجمن، كه در دو نوبت دادگاه هم حضو ر يافت ،‌نتيجه دادگاه را به نفع روزنامه‌نگاران اخراجي رقم زد.
رئيس كميته حل اختلاف افزود: راي هيأت بدوي در23 آذر 84 به نفع روزنامه‌نگاران صادر شد و در نهايت به رغم تجديد نظر خواهي مدير مسئول ، راي نهايي در مورخه 23 فروردين به نفع روز نامه نگاران به طرفين ابلاغ شد. اما مدير مسئول روزنامه توسعه تاكنون از پذيرش حكم امتناع كرده است.
شمس الواعظين همچنين به آخرين رايزني هاي كميته حل اختلاف اشاره كرد و گفت: به رغم لازم الاجرا بودن اين حكم، كميته حل اختلاف با روزنامه‌نگاران اخراجي صحبت كرد و به آنها قبولاند كه آخرين بار نيز ميانجي گري كميته را بپذيرند. اما باز هم آقاي شيخي به رغم قرارهاي مكرر از پيش تعيين شده، از حضور در سر قرار و حل اختلاف سر باز زد و يكي از اعضاء و دبير كميته را پس از نيم ساعت انتظار بي پاسخ گذاشت. شمس الواعظين با اشاره به اينكه هدف نهايي انجمن صنفي حل اختلاف ميان كار گر و كارفرما است، اما اگر مدير مسئولي از پذيرش هر گونه راهي براي اين مسير اجتناب كند، چاره اي جز تمكين به اجراي قانون نيست گفت: اگر مدير مسئول روزنامه توسعه به راي صادره توجهي نكند،طبق ماده 180 قانون كار بايد 20 تا 200 برابر مزد روزنامه‌نگاران شاكي را به عنوان جريمه بپردازد و قانون وي را براين كار مجبور خواهد ساخت.
وي همچنين از دريافت نامه شكايت جمعي از روزنامه‌نگاران اخراج شده از خبرگزاري ايلنا خبر داد و گفت: به زودي رايزنيها با دست اندركاران خبرگزاري ايلنا را آغاز خواهيم كرد و در كوتاهترين زمان ممكن از آنها خواهيم خواست كه در كميته حل اختلاف حاضر شده و اميد مي رود كه اختلافات، پيش از كشيده شدن به دادگاه كار حل و فصل شود.
دبيرخانه انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران

May 17, 2006

گزارش «کميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران»(CPJ) از حکومت‌‏هاي سانسورچي مطبوعات

«رئيس‌‏جمهوري براي زندگي»، «رهبر گرامي» و «خداي كشور» و القابي مانند آن در اين كشورها بسيار ديده و شنيده مي‌‏شود، همان كشورهايي كه بالاترين رتبه را در نقض گردش آزاد جريان اطلاع‌‏رساني، سانسور و سركوب مطبوعات و رسانه‌‏هاي مستقل به خود اختصاص داده‌‏اند و «كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران»(CPJ) نيز در گزارش 10 حكومت برتر آن را معرفي كرده است.
«كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران«(CPJ) با در نظر گرفتن عواملي مانند نبودن يا فعاليت‌‏نكردن رسانه‌‏هاي آزاد، وجود قوانين رسمي براي سانسور‌‏هاي حكومتي، كنترل حكومت بر رسانه‌‏ها، حمايت سران حكومت‌‏ها از خشونت عليه روزنامه‌‏نگاران، تعداد اخبار خارجي، ميزان محدوديت استفاده از اينترنت، ميزان فعاليت روزنامه‌‏نگاران، ميزان دخالت در انتشار و توزيع مطبوعات و وجود مفادي در قوانين در مورد ممنوع‌‏كردن و جرم شمرده‌‏شدن انتقاد از سران دولت‌‏ها و حكومت‌‏ها و عواملي مانند آن فهرستي از 10 كشور برتر در زمينه سركوب مطبووعات منتشر كرده است.
براساس آخرين تحقيق انجام شده توسط «كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران»(CPJ)، كره‌‏شمالي بيشترين سانسور را بر مطبوعات خود اعمال مي‌‏كند و پس از كره‌‏شمالي، برمه(ميانمار)، تركمنستان، گينه استوايي، ليبي، اريتره، كوبا، ازبكستان، سوريه و بلاروس به ترتيب 9 كشوري هستند كه بيشترين سانسور را دارند.
به گزارش ايلنا، «كيم جونگ دوم» رهبر كره‌‏شمالي از زمان مرگ پدرش «كيم ايل سونگ» درسال 1994، قدرت را در اين كشور به دست گرفته است و با استفاده از مدل استاليني، كشوري را خلق كرده است كه در آن قوانين بين‌‏المللي نايده گرفته مي‌‏شود. تمامي راديوهاي داخلي، تلويزيون، مطبوعات توسط دولت كيم جونگ كنترل مي‌‏شود و مي‌‏توان گفت كه خبرهاي داخلي و جهاني تنها توسط خبرگزاري مركزي كره‌‏شمالي(KCNA) پوشش داده مي‌‏شود.
مطبوعات و رسانه‌‏هاي كره‌‏شمالي هميشه از لقب «رهبر گرامي» براي اعلام خبرهاي مربوط به «كيم جونگ ايل» و يا ديگر مقامات ارشد كره‌‏شمالي استفاده مي‌‏كنند. در اين كشور روزنامه آزاد وجود ندارد. مردم اين كشور در فقر و قحطي به‌‏سرمي‌‏برند و مطبوعات اجازه انتشار اخبار مربوط به آنان را ندارند. تنها گروهي كوچك از روزنامه‌‏نگاران خارجي اجازه دارند كه به اخبار اين كشور دسترسي پيدا كنند.
«تان شو» رهبر برمه(ميانمار) كه پس از استعفاي ژ‌‏نرال «سو هونگ» رهبر كودتاچي اين كشور، قدرت را در دست گرفته است، دومين رهبر جهاني است كه بيشترين سانسور را برمطبوعات خود اعمال مي‌‏كند. تمامي روزنامه‌‏ها، راديوها و سه كانال تلويزيوني اين كشور توسط دولت حاكم كنترل مي‌‏شوند. رسانه‌‏ها جرأت انتشار اخبار و گزارش‌‏ در مورد وضعيت كشورشان را ندارند. فقط چند روزنامه خصوصي در اين كشور فعالت مي‌‏كنند كه آنان بايد گزارش‌‏هاي خود را قبل از چاپ براي تصويب به مركز بررسي مطبوعات ارسال كنند. در سال 2005 دولت برمه كنترل سرويس‌‏هاي اينترنتي را دردست گرفت. شهروندان اهل برمه كه به بي‌‏بي‌‏سي يا راديو آزاد آسيا گوش ‌‏كنند، دستگيرخواهندشد.
ورود خبرنگاران خارجي در اين كشور به شدت كنترل مي‌‏شود و فقط زماني كه دولت برمه بخواهد مسايل سياسي خود را پوشش جهاني دهد، اجازه ورود خبرنگاران خارجي صادر مي‌‏شود.
تركمنستان سومين كشور جهان در فهرست كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران(CPJ) است. «صفرمراد نيازاف» در سال 1999 به سمت رهبر اين كشور منصوب شد و در سال 1999 طي حكمي رهبر مادام‌‏العمر تركمنستان معرفي شد. نيازاف مردم كشورش را از اخبار ديگر كشورهاي جهان دورنگه مي‌‏دارد و به خود لقب «تركمن‌‏باشي» يعني «پدر تركمن» داده است. تمامي مطبوعاتي داخلي اين كشور دولتي هستند و به دستور نيازاف گروهي از ويراستاران و افراد سانسورچي بر گزارش‌‏هاي مطبوعات اين كشور نظارت مي‌‏كنند. نيازاف روزانه صحنه اول تمامي روزنامه‌‏هاي تركمنستان كه معمولا تصويري از وي را به چاپ رسانده‌‏اند، كنترل مي‌‏كند. در سال 2005 ميلادي دولت تركمنستان تمامي كتابخانه‌‏ها به غير از كتابخانه رياست‌‏جمهوري را تعطيل كرد و هيچ يك از مجله‌‏ها و روزنامه‌‏هاي خارجي به اين كشور وارد نمي‌‏شود. رسانه‌‏هاي دولتي همواره اقدامات نيازاف را تقدير مي‌‏كنند و مشكلات اين كشور نظير شيوع بيماري ايدز، بيكاري، فقر، جنايات و اعتياد توسط آنان ناديده گرفته مي‌‏شود. گروه اندكي از گزارشگران محلي براي رسانه‌‏هاي خارجي نظير روسيه فعاليت مي‌‏كنند ولي به صورت محدود اجازه انتشار گزارش‌‏هاي خود را دارند.

«تئودر اوبيانگ انگومه امباسوگو» كه در سال 1979 ميلادي قدرت را در گينه‌‏استوايي به دست گرفت، چهارمين رئيس‌‏جمهوري است كه كار مطبوعات كشورش را كنترل مي‌‏كند. انتقاد از رژيم بي‌‏رحم اوبيانگ در تنها كشور آفريقايي كه مردمش به زبان اسپانيايي صحبت مي‌‏كنند، غيرقابل‌‏تحمل است. تمامي رسانه‌‏هاي اين كشور به غير از شبكه RTVـ راديو و تلويزيون متعلق به تئودرينو اوبيانگ انگوما پسر رئيس‌‏جمهور ـ زير نظر دولت گينه فعاليت مي‌‏كنند. تعداد معدودي روزنامه خصوصي كه در اين كشور فعاليت مي‌‏كنند، زير نظر دولت وتحت فشارهاي سياسي و مالي هستند. «گروه آزادي مطبوعات تبعيد شده گينه» در گزارشي اعلام كرده است كه مقامات تنها مجله‌‏اي كه تحت حمايت دولت در اسپانيا فعاليت مي‌‏كند، بايد مخارج خود از تبليغات شركت‌‏هاي گينه‌‏استوايي تأمين كنند. دولت گينه به تمامي شركت‌‏هاي خصوصي فشار مي‌‏آورد كه در رسانه‌‏هاي دولتي تبليغ كنند. اين گروه تصريح مي‌‏كنند كه رسانه‌‏هاي گينه، ابزارهايي هستند كه به دولت ديكتاتور خدمت مي‌‏كنند.
وزارت امور خارجه آمريكا در سال 2005 ميلادي اعلام كرد كه مطبوعات خارجي و ورزشي در گينه اجازه فروش نشريات خود را دارند ولي مطبوعات سياسي نمي‌‏توانند روزنامه‌‏هاي خود را بفروشند. از همين رو، هيچ كتابفروشي و يا كيوسك روزنامه‌‏فروشي در گينه وجود ندارد. دولت اين كشور به گزارشگران خارجي ويزا نمي‌‏دهد و فقط در موارد خاص و با ذكر دلايل رسمي روزنامه‌‏نگاران خارجي مي‌‏توانند به اين كشور سفر كنند.
ليبي، پنجمين كشور در اين فهرست است. سرهنگ «معمر القذافي» پس از قيام خونين در سال 1979 قدرت در اين كشور را به‌‏دست گرفت. ليبي بيشترين نفوذ را در بين كشورهاي عربي بر مطبوعات خود داد. دولت ليبي تمامي گزارش‌‏ها و اخبار روزنامه‌‏ها و رسانه‌‏هاي خود را كنترل مي‌‏كند. وظايف رسانه‌‏ها در حد انعكاس سياست‌‏هاي دولتي است و آنان اجازه ندادند كه از قذافي و يا دولت انتقاد كنند. چند تلويزيون ماهواره‌‏اي، وب‌‏سايت‌‏هاي اينترنتي در ليبي فعاليت مي‌‏كنند ولي دولت قذافي كانال‌‏ها و وب‌‏سايت‌‏هاي غيردلخواه خود را فيلتر مي‌‏كند. نويسندگان و روزنامه‌‏نگاران اصلي ليبي با پذيرش خطرهاي بسياري مي‌‏توانند از اينترنت استفاده كند. «غزال الشعيبي» يكي از روزنامه‌‏نگاران ليبي كه براي وب‌‏سايت مخالف دولت مستقر در لندن مطلب مي‌‏نوشت، سال گذشته در منطقه «بن‌‏غازي» با شليك گلوله كشته شد ولي هيچ‌‏كس به‌‏دليل اين قتل مورد بازجويي قرار نگرفت. همچنين «عبدالرازك المنصوري» يكي از نويسندگان اين كشور نيز به دليل انتقاد از دولت ليبي در زندان به‌‏سرمي‌‏برد.
«آسياس آفوركي» رئيس‌‏جمهور ارتيره كه در سال 1993 ميلادي به قدرت رسيد، ششمين ديكتاتوري است كه بيشترين سانسور را بر مطبوعات كشور خود اعمال مي‌‏كند. اريتره تنها كشور آفريقايي است كه حتي يك رسانه خصوصي ندارد. دولت اريتره با اتخاذ سياست‌‏هاي نامناسب فشارهاي بي‌‏شماري به مطبوعات خود اعمال مي‌‏كند و با مخفي‌‏كردن سياست‌‏هاي خود از ديد مطبوعات بين‌‏المللي نيز مخفي مانده است. اين كشور واقع شده در شاخ آفريقا تقريبا روزنامه محلي مستقل ندارد. تعداد كمي از مردم اريتره به اينترنت دسترسي دارند. همان تعداد اندكي از خبرنگاران خارجي كه در پايتخت اين كشور فعاليت مي‌‏كنند نيز زير نظر شديد دولت هستند. از سال 2001 ميلادي تاكنون حدود 15 تن از روزنامه‌‏نگاران دستگير و زنداني شدند. «علي عبدو» وزير اطلاعات اريتره در جواب گزارشگران كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران(CPJ) گفت: «به ما مربوط است كه چرا، چه وقت، كجا و چه چيزي را منتشر مي‌‏كنيد.»
كوبا هفتمين كشور در فهرست اين كميته است. «فيدل كاسترو» پس از انقلاب 1959 قدرت در كوبا را به‌‏دست‌‏گرفته‌‏است. براساس قانون اساسي كوبا حزب كمونيست اين كشور اجازه دارد مطبوعات را كنترل كند. شرايط آزادي بيان و مطبوعات طبق اهداف جامعه سوسياليست كوبا تعيين مي‌‏شوند. دولت تمامي رسانه‌‏ها را كنترل مي‌‏كند و دستيابي به اينترنت را نيز به شدت محدود كرده است. اكنون 4 كانال تلويزيوني، 2 خبرگزاري، 12 ايستگاه راديويي، حداقل 4 سايت خبري، سه روزنامه اصلي و چند سازمان كه توسط كاسترو كنترل مي‌‏شوند و منعكس‌‏كننده ديدگاه‌‏هاي حزب كمونيست هستند، در كوبا فعاليت مي‌‏كنند. رسانه‌‏ها تحت‌‏نظر «دفتر صدور انقلاب حزب كمونيست» كه هدف آن توسعه و همكاري برنامه‌‏هاي استراتژيك كوبا است، به فعاليت خود ادامه مي‌‏دهند. كوبا پس از چين بيشترين زندانيان سياسي را داراست و اكنون 24 گزارشگر مستقل در كوبا پشت ميله‌‏هاي زندان به‌‏سرمي‌‏برند. گزارشگران آزاد كه در فضاي مملو از ترس، تهديد واضطراب فعاليت مي‌‏كنند، يا زنداني مي‌‏شوند و يا اجازه خروج از كوبا براي آنان صادر نمي‌‏شود. تعداد محدودي از گزارشگران خارجي در كوبا كار مي‌‏كنند ولي «فيدل كاسترو» گزارش‌‏هاي آنان را مطالعه نمي‌‏كند. دولت كوبا به طور منتخب گزارشگران خارجي اجازه ورود به اين كشور را مي‌‏دهد.

همچنين در گزارش كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران(CPJ) آمده است كه «اسلام كريم‌‏اُف» رئيس‌‏جمهور حكومت ازبكستان در جايگاه هشتم اين فهرست جاي گرفته است. وي در سال 1991 براي اولين‌‏بار انتخاب شد و با برگزاري رفراندوم در سال‌‏هاي 1995 و 2002 ميلادي، دوره رياست‌‏جمهوري خود را تمديد كرد. كريم‌‏اُف روش‌‏هاي ديكتاتوري شوروي‌‏سابق را مجدداً احيا كرده است و با اجراي اين روش‌‏ها روزنامه‌‏نگاران، فعالان حقوق‌‏بشر و مخالفان سياسي ازبكستان را ساكت كرده است. رژيم كريم‌‏اُف با استفاده از سيستم‌‏هاي غيررسمي از انتشار اخبار مربوط به شكنجه، نيروهاي پليس، فقر و اقدامات جنبش‌‏هاي مخالف دولت در رسانه‌‏هاي اين كشور جلوگيري مي‌‏كند. ازبكستان در بين كشورهاي استقلال‌‏يافته از اتحادجماهيرشوروي‌‏سابق بيشترين آمار زنداني‌‏هاي سياسي را دارد و حدود 6 روزنامه‌‏نگار تا پايان سال 2005 ميلادي در سلول‌‏هاي ازبكستان زندان بودند.
«بشار اسد» رئيس‌‏جمهوري سوريه كه پس از مرگ پدرش در سال 2000 ميلادي رهبري دمشق را برعهده‌‏گرفته‌‏است، در اين فهرست جايگاه نهم را به خود اختصاص داده است. رسانه‌‏هاي سوري تحت كنترل شديد دولت دمشق هستند. بيشتر روزنامه‌‏ها در سوريه نمي‌‏توانند اخبار داخلي را پوشش دهند. فقط چند روزنامه برخي اوقات از حزب حاكم بعث يا سياست‌‏هاي سوريه ا نتقاد مي‌‏كنند كه اكثر آنان نفوذي در كشور خود ندارند. روزنامه‌‏ها و رسانه‌‏هاي دولتي به‌‏طور مستقيم از رژيم حاكم حمايت مي‌‏كنند و دولت سوريه با دستگيري و تهديد گزارشگران و روزنامه‌‏نگاران اجازه فعاليت به آنها نمي‌‏دهد. «قاضي كنعان» وزير كشور سابق سوريه مطبوعات اين كشور را بي‌‏ارزش خوانده و گفته است كه اخبار سوريه غيرقابل مطالعه هستند. به‌‏رغم تلاش مطبوعات خصوصي براي توسعه فعاليت‌‏هاي خود، در رسانه‌‏هاي سوريه هيچ پيشرفتي حاصل نمي‌‏شود و مطبوعات توقيف مي‌‏شوند.
«الكساندر لوكاشنكو» كه براي اولين‌‏بار در سال 1994 ميلادي به سمت رياست‌‏جمهوري بلاروس دست يافت، در ماه مارس سال جاري ميلادي پس از برگزاري انتخاباتي كه توسط اتحاديه‌‏اروپا و آمريكا «انتخاباتي مملو از تقلب» ناميده شده است، براي يك دوره ديگر رهبري بلاروس را در دست گرفت. اكثر رسانه‌‏ها و مطبوعات در اختيار دولت هستند و از لوكاشنكو تقدير مي‌‏كنند. راديو و ايستگاه‌‏هاي تلويزيوني معمولا مباحث سياسي را پوشش نمي‌‏دهند. دولت بلاروس طي سال‌‏هاي گذشته بسياري از روزنامه‌‏هاي اين كشور را تعطيل كرد و روزنامه‌‏هاي باقي‌‏مانده تحت كنترل دولت فعاليت مي‌‏كنند. دولت لوكاشنكو با فشار بر خانه مطبوعات اجازه نمي‌‏دهند كه روزنامه سياسي اجازه انتشار بگيرد و مطبوعات آزاد و غيروابسته به دولت بلاروس نمي‌‏توانند روزنامه‌‏هاي خود را به درستي توزيع كنند و انتقاد از رئيس‌‏جمهوري بلاروس محكوميت تا 5 سال زنداني را به‌‏دنبال خواهد داشت. حدود 12 تن از روزنامه‌‏نگاران خارجي و داخلي در جريان برگزاري انتخابات رياست‌‏جمهوري ماه مارس دستگير شدند.

بنابراين گزارش، كميته حفاظت از روزنامه‌‏نگاران(CPJ) با در نظر گرفتن 17 عامل نظير نبودن رسانه‌‏هاي آزاد، وجود قوانين براي سانسور رسمي، كنترل دولتي بر رسانه‌‏ها، حمايت سران دولت‌‏ها از خشونت عليه روزنامه‌‏نگاران، تعداد اخبار خارجي، ميزان محدوديت استفاده از اينترنت، ميزان فعاليت روزنامه‌‏نگاران، ميزان دخالت در انتشار و توزيع مطبوعات و وجود مفادي در قوانين در مورد ممنوع‌‏كردن انتقاد عليه سران دولت‌‏ها و عواملي مانند آن تهيه شده است و كشورهايي كه 9 مورد از اين 17 مورد را نقض كنند، در اين فهرست جاي خواهند گرفت. اكثر رهبران اين كشورها با توجه به ستايش مطبوعات خود بر سر قدرت قرار گرفته‌‏اند و در انتخابات پيروز شده‌‏اند. به‌‏طور مثال تصويري طلايي از نيازاُف با لقب «رئيس‌‏جمهوري براي زندگي» همواره در پايان صفحه تلويزيون‌‏هاي اين كشور وجود دارد و يا راديو گينه‌‏استوايي رئيس‌‏جمهور خود را «خداي كشور» مي‌‏نامد.

اظهارات كامبيز نوروزي، نويسنده و مدرس حقوق مطبوعات در دادگاه مطبوعات

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات كامبيز نوروزي، نويسنده و مدرس حقوق مطبوعات در شعبه‌ي 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان و به صورت علني برگزار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي جلسه دادگاه، كامبيز نوروزي اظهار داشت: حدود سه سال است اين پرونده در دادسرا مطرح است و توسط قضات قبلي تفهيم اتهام نشده‌ام؛ همچنين قراري براي بنده صادر نشده است.

نوروزي خاطرنشان كرد: به اعتقاد بنده اين پرونده از جهات متعدد، از باب عنصر مادي و از باب عنصر معنوي اشكال دارد. پيشنهاد بنده اين است كه نماينده‌ي مدعي‌العموم شكايت را استرداد كند تا اين شكايت كه حدود سه سال در دادسرا مطرح است، برطرف شود.

غلامي نماينده‌ي مدعي‌العموم در اين جلسه دادگاه اظهار داشت: اين امر منع قانوني دارد.

نوروزي پاسخ داد: منع قانوني براي اين كار وجود ندارد بلكه روال نيست كه اين امر صورت گيرد.

قاضي حسينيان، با بررسي و مطالعه‌ي پرونده اظهار داشت: بر اساس مصاحبه‌ها و اظهارات شما مورخ 8/12/1380 روزنامه‌ي توسعه، 9/12/1380 روزنامه‌ي نوروز، 5/2/1381 روزنامه‌ي بنيان، 5/2/1381 روزنامه‌ي آفتاب يزد، 9/2/1381 روزنامه‌ي صداي عدالت، 9/2/1381 روزنامه‌ي همبستگي ، 10/2/1381 روزنامه‌ي نوروز، 24/2/1381 نشريه‌ي خبر، 5/3/1381 روزنامه‌ي نوروز و 5/3/1381 روزنامه‌ي صداي عدالت به نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي متهم هستيد.

قاضي شعبه‌ي 1083 دادگاه عمومي ادامه داد: همچنين در تاريخ 11/3/81 در روزنامه‌ي نوروز در مطلبي تحت عنوان "اصلاحيه‌ي قانون مطبوعات ..." به تبليغ عليه نظام متهم هستيد؛ دفاعيات خويش را مطرح كنيد.

كامبيز نوروزي، با قرار گرفتن در جايگاه گفت: به علت اين‌كه اتهامات به بنده تفهيم نشده است، اظهارات شفاهي خود را بيان و ظرف چند روز آينده لايحه‌ي مطلوب خود را تقديم دادگاه مي‌كنم.

وي در مورد مسأله‌ي سمت و صلاحيت دادگاه تصريح كرد: طبق قانون مطبوعات، تصريح شده كه مسووليت مطالب به عهده‌ي مديرمسوول است؛ نويسنده و كساني كه مطالبشان در نشريه چاپ مي‌شود فاقد مسووليت كيفري هستند.

بنا به گفته‌ي نوروزي در دادگاه، نويسنده تا اصلاحيه‌ي ارديبهشت‌ماه سال 79 در قانون مطبوعات، فاقد مسووليت كيفري است و به فرض آنكه مسووليت كيفري بر وي وارد باشد، ايراد صلاحيت در مورد لزوم حضور هيأت منصفه وارد مي‌شود.

اين وكيل دادگستري خاطرنشان كرد: دليلي براي تفكيك اتهام نويسنده از مقررات اصل 168 قانون اساسي و مواد 34 به بعد قانون مطبوعات نيست؛ قاعدتا بايد اتهامات نويسنده مطبوعاتي محسوب شود؛ سمت بنده در اين پرونده كه مطالب در نشريه منتشر شده، مديرمسوول نبوده و از اين حيث كه تاريخ بعضي از مطالب به پيش از مصوبه‌ي ارديبهشت‌ماه سال 79 برمي‌گردد، مسووليت كيفري ندارم.

نوروزي تصريح كرد: در مورد آن دسته از مطالبي كه بعد از سال 79 منتشر شده، ايراد صلاحيت، به جهت لزوم حضور هيأت منصفه مطرح است زيرا حضور هيأت منصفه شرايط صلاحيت در دادگاه مطبوعات است و پس از مصوبه‌ي ارديبهشت سال 79، جرم نويسنده، جرم مطبوعاتي تلقي مي‌شود و هيچ دليلي بر تفكيك جرم نويسنده از مديرمسوول نيست؛ مضاعف بر آنكه اصل بر آزادي مطبوعات است.

وي تصريح كرد كه جرم نويسنده، جرم مطبوعاتي است و نويسنده بايد با حضور هيات منصفه محاكمه شود.

قاضي حسينيان خاطرنشان كرد: بر اين اساس تفكيكي بين گفت‌وگوها و مصاحبه‌هايي كه قبل و بعد از مصوبه‌ي سال 79 بوده انجام دهيد و آنان را مشخص كنيد؛ در مواردي كه پيش از مصوبه سال 79 بوده رسيدگي صورت خواهد گرفت و در موارد بعد بحث‌هاي مختلفي وجود دارد از جمله اينكه جرايم مديرمسوول و صاحب امتياز، مطبوعاتي محسوب مي‌شود اما ورود نويسنده و كساني كه در نشريه قلم مي‌زنند دايره‌ي آن را گسترده مي‌كند، اين گفته درست است اما آرماني است و بايد مورد رسيدگي قرار گيرد.

كامبيز نوروزي خاطرنشان كرد كه آخرين دفاعيات خود را در لايحه‌اي طي هفته آينده، تقديم دادگاه خواهد كرد و قاضي حسينيان ختم جلسه رسيدگي را اعلام كرد.

دادگاه مدير مسئول روزنامه "شرق" برگزار شد

دومين جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه‌ي «شرق»، صبح امروز در شعبه‌ي 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي صارمي و با حضور هيات منصفه‌ي مطبوعات به صورت علني برگزار شد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين جلسه، نماينده‌ي دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و اظهار داشت: «مهدي رحمانيان»، مديرمسوول روزنامه‌ي «شرق» به انتشار مطالب خلاف واقع و نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي متهم است.

نماينده‌ي دادستان تصريح كرد: وي در مطلبي تحت عنوان "حمله به يك مراسم" در سايت شرق آنلاين در تاريخ 12 آبان 83 موضوع شكايت سازمان بسيج دانشجويي اقدام به نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي كرده است، لذا با توجه به شكايت شاكي خصوصي و مستندات پرونده از هيات منصفه‌ي دادگاه و اعضاي قضايي تقاضاي مجازات و كيفر دارم.

به دليل عدم حضور شاكي خصوصي در جلسه، منشي دادگاه متن شكايت معاونت بازرسي سازمان بسيج دانشجويي را چنين قرائت كرد: پس از وقايع مورخ 12/8/83 در دانشگاه علم و صنعت علي‌رغم بيانيه‌ي سازمان بسيج دانشجويي كه براي خبرگزاري‌ها ارسال شد و هم‌چنين مصاحبه‌ي سرپرست سازمان بسيج دانشجويي از طريق صدا و سيما و با محكوميت وقايع دانشگاه و عدم دخالت بسيج دانشجويي دانشگاه در حوادث مذكور، روزنامه‌ي شرق بدون توجه به بيانيه و با علم و اطلاع از موضوع و به قصد تخريب چهره‌ي بسيج با درج مطلبي كذب در تاريخ 14 آبان 83 با عنوان حمله به يك مراسم اقدامات اتفاق افتاده‌ي مورخ 12 آبان 83 در دانشگاه علم و صنعت را به بسيج دانشجويي نسبت داده است.

منشي دادگاه ادامه داد: اين در حالي است كه بسيج دانشجويي در دانشگاه‌ها نه تنها هيچ‌گونه مشكلي با روساي دانشگاه‌ها نداشته، بلكه با اجراي برنامه‌ها همكاري نزديكي با معاونت دانشگاه‌ها داشته است و با توجه به اين‌كه جوابيه‌اي براي اين روزنامه ارسال شده، روزنامه‌ي شرق به جاي آنكه جوابيه را به طور كامل درج كند بخش كوچكي از آن را با حالت تمسخر چاپ و منتشر كرده است و بر اساس مطالب بيان شده صدور حكم مقتضي را خواستارم.

به گزارش ايسنا، در ادامه مدير مسوول روزنامه‌ي «شرق»، با قرار گرفتن در جايگاه، اظهار داشت: ابتدا بايد تفكيكي ميان سايت و روزنامه قائل شد، زيرا اين مطلب در روزنامه كار نشده است و آنچه در دانشگاه علم و صنعت اتفاق افتاد، اقدام عجيب و غريبي بود و طبيعي است كه روزنامه‌ي شرق چنين خبري را پوشش داده و منتشر كند.

وي، به قرائت سخنان اعتماديان، مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت درباره‌ي اين موضوع پرداخت و افزود: مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت در سخناني، بيان كرده است كه تعدادي از اعضاي بسيج دانشجويي نيز در اين مراسم بوده‌اند. مطلبي كه ما منتشر كرديم در همين حد بوده و به هيچ وجه قصد تخريب بسيج و هيچ سازمان ديگري را نداريم. هم‌چنين با بسيج و به طور كلي بسيج دانشجويي عنادي نداريم و قصد تخريب نيز نداريم.

رحمانيان، با بيان اينكه فكر مي‌كنم كه اين خبر بايد پوشش داده مي‌شد زيرا گمانه‌زني‌هايي در اين زمينه بيان شده بود، خاطرنشان كرد: همان‌گونه كه در شكايت مسوول بسيج دانشجويي مطرح شده بود جوابيه در روزنامه چاپ و منتشر شد و هيچ تمسخري در آن نبوده است و ما اصلا بنا نداشتيم كه تخريب يا تحقيري در اين زمينه صورت گيرد. هم‌چنان كه تعداد زيادي از افرادي كه در روزنامه مشغول به فعاليت هستند سابقه‌ي بسيجي يا سابقه‌ي حضور در جبهه و جنگ را دارند و دليلي بر اين كار نيست كه به تخريب يا عناد با بسيج بپردازيم و آنچه در سايت و روزنامه منتشر شده مطالبي بوده كه در آن روزها اتفاق افتاده است.

قاضي صارمي از رحمانيان سوال كرد: آيا سايت شرق آنلاين با اخذ مجوز از هيات نظارت فعاليت مي‌كند؟ و همچنين آيا به روزنامه‌ي شرق وابسته است؟ كه وي تصريح كرد: همان‌گونه كه مي‌دانيد سايت‌ها جز براي فعاليت، مجوز دريافت نمي‌كنند و سايت شرق آنلاين وابسته به روزنامه‌ي شرق است و مسووليت آن به عهده‌ي بنده است و من از جانب خود رفع مسووليت نمي‌كنم.

رحمانيان، در آخرين دفاع از خود اظهار داشت: حادثه‌ي مهمي مانند كتك زدن رييس دانشگاه اتفاق افتاده و به تبع آن روزنامه‌اي چون شرق آن خبر را پوشش مي‌دهد. هم‌چنين بيانيه‌اي را شوراي هيات رييسه دانشگاه علم و صنعت داده بود كه در آن اشاره كردند كه افرادي كه بع نام بسيج اين‌گونه اقدامات را مي‌كنند كار پسنديده‌اي نيست. روزنامه‌ي شرق هيچ مطلبي را از جانب خود منتشر نكرده بلكه ناقل خبرها بوده است.

مدير مسوول روزنامه‌ي «شرق»، تاكيد كرد: با توجه به عنصر معنوي جرم و اينكه ما عنادي در نقل اين خبر نداشتيم و پوشش كامل در رابطه با اين خبر انجام شده است، تقاضا دارم كه اين امر مورد نظر رياست دادگاه و اعضاي هيات منصفه قرار گيرد.

قاضي صارمي در پايان پس از استماع سخنان رحمانيان، ختم رسيدگي را اعلام كرد.

May 14, 2006

بيانيه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران درباره توقيف سه نشريه

هيات نظارت بر مطبوعات بار ديگر دو نشريه را به نام هاي «هنرهاي زيستن» ‌و «علوم باطني» با اتهام هاي مبهم و كش دار نظير عدم التزام به قانون اساسي لغو امتياز كرد، همچنين نشريه «حركت دهندگان» به اتهام چاپ روي جلد كه هيات نظارت بر مطبوعات آنرا با مصداق ماده 27 قانون مطبوعات خوانده لغو امتياز كرده است.

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بارها اعلام كرده است كه توقيف نشريات به اتهام هاي تعريف نشده در قانون از صلاحيت هيات نظارت بر مطبوعات خارج بوده و اين هيات براي رسيدگي به تخلفات مطبوعاتي بايد از چارچوب ها و مقررات موجود در قانون مطبوعات پيروي كند و در ماههاي اخير هيات نظارت بر مطبوعات با طرح اتهام هاي جديد نظير عدم التزام مديرمسئول به قانون اساسي اقدام به لغو امتياز چند نشريه كرده است، آخرين نمونه هاي اين اقدام لغو امتياز نشريه هاي «هنرهاي زيستن» و «علوم باطني» است.

انجمن صفي روزنامه نگاران ايران ضمن محكوم كردن اين اقدام كه منجر به بيكار شدن چند روزنامه نگار شاغل در اين نشريات شده از رياست ديوان عدالت اداري مي خواهد با رسيدگي به اين اقدام غيرقانوني هيات نظارت بر مطبوعات، دستور مقتضي براي جلوگيري از ادامه اين روند را صادر نمايد.

جلسه محاكمه اجلال قوامي و سعيد ساعدي، از روزنامه‌‏نگاران کرد ۲۶ تير ماه برگزار مي‌‏شود

جلسه رسيدگي به اتهامات اجلال قوامي و سعيد ساعدي از روزنامه‌‏نگاران سنندجي صبح روز دوشنبه، بيست و ششم تير ماه سال جاري در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج برگزار مي‌‏شود.

نعمت احمدي، وكيل مدافع اين دو روزنامه‌‏نگار در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، اتهامات موكلان خود را خروج غيرقانوني از مرز و شركت در تحصن غيرقانوني مرداد ماه سال 84 سنندج جلوي استانداري اين شهرستان عنوان كرد و گفت: پيش از اين جلسه محاكمه موكلانم به علت اختلاف در قرار بازپرس و كيفرخواست صادره از سوي دادستان سنندج تا رفع اين اختلاف تجديد شده بود.

وي افزود: طبق قرار صادره از سوي بازپرس دادسراي سنندج موكلانم به خروج غيرقانوني از مرز و شركت در تحصن غيرقانوني متهم شده بودند اما در جلسه دادگاه اتهام ارتداد كه در كيفرخواست دادستان ذكر شده بود، قرائت شد، به همين علت به اين اختلاف‌‏نظر ايراد كرديم كه با ايراد ما، پرونده جهت رفع اختلاف بين بازپرس و دادستان به دادسرا ارجاع شد كه در نهايت دادسرا رأي به نفع ما صادر كرد و اتهام ارتداد از كيفرخواست حذف شد.

مديران مسوول "شــرق" و "اســـرار" محاكمه مي‌شوند،

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات مديران مسوول روزنامه‌هاي «شرق» و «اسرار» فردا در شعبه‌ي 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي صارمي برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه‌ي رسيدگي به پرونده‌هاي مطبوعاتي در شعبه‌ي 76 كيفري استان تهران، فردا(يكشنبه) مديران مسوول روزنامه‌هاي «شرق» و «اسرار» با حضور در اين شعبه به دفاع از اتهامات مطروحه عليه خود مي‌پردازند.

بر اساس اين گزارش پيش از اين براي رسيدگي به اتهامات مديران مسوول اين دو روزنامه تعيين وقت شده بود كه به دليل برگزار نشدن جلسه، وقت رسيدگي به 24 ارديبهشت ماه (فردا) موكول شد.

May 10, 2006

١٣ ارديبهشت، روز جهاني آزادی مطبوعات، گزارش ساليانه ٢٠٠٥ گزارشگران بدون مرز

ميان ديکتاتوری و جنگ، آزادی مطبوعات آرامش ندارد!

در مغرب، در خاورميانه و در ايران آزادی و امنيت روزنامه نگاران در خطر قرار گرفته است. با جنگ در عراق و منازعه ميان اسرائيل و فلسطين، درسال ٢٠٠٥ افزايش خشنونت در اين منطقه چشمگير بوده است. نظام های اقتدارگری حاکم بربسياری از کشورها ی اين منطقه، تمايلي به رعايت آزادی های بينيادين ندارند و با به اجرا نهادن قوانين آزادی ستيزانه، رسانه ها را بشدت سرکوب مي کنند. رئيس دولت، وزير، مسئول سرويس های امنيتي و ماموران انتظامي در تمام طول اين سال به بهانه های مختلف "وضعيت اضطراری" به اجرا درآمده ( در سوريه و مصر) "مبارزه عليه تروريسم" (عربستان سعودی و مراکش)، "تهديد اسلاميست ها" (تونس) بر مطبوعات و روزنامه نگارانسخت گيری کردند. در اين مجموعه نامتجانس کشورها از الجزاير تا ايران ضرب و شتم،تهديد و زنداني کردن روزنامه نگار امری رايج است. ١٠٤ روزنامه نگار و همکار رسانه ها درسال ٢٠٠٥ مورد حمله و تهديد قرار گرفته اند، اين آمار در سال پيش ٧٣ نفر بود. در ايران دستگيری همواره با شکنجه و آزار همراه است. در الجزاير کشيدن يک کاريکاتور مي تواند طراح آن را به زندان بيفکند. در عربستان سعودی و يا در يمن موضوعات به اصطلاح "حساس" همچون فساد، اسلام گرايي، و يا مباحث مذهبي مي تواند عاملي برای زنداني کردن روزنامه نگار باشد. روزنامه نگاران در اين منطقه تنها پناهگاهي که دارند يا خودسانسوری است و يا تبعيد. اکثر دولت های انحصار و کنترل راديو تلويزيون را در دست دارند و ٧٠ درصد شبکه هاي ماهواره ای که در جهان عرب به پخش برنامه مشغولند به شکل رسمي پيش از بخش برنامه توسط يک نهاد دولتي بازبيني مي شوند.

خاورميانه خطرناک ترين منطقه برای روزنامه نگاران

با ٢٧ روزنامه نگار کشته شده در سال ٢٠٠٥ خاورميانه مرگ بارترين منطقه جهان برای مطبوعات بود. نا امني حاکم بر عراق اصلي ترين علت اين امر است. از ٦٤ روزنامه نگار کشته شده ٢٤ نفر در اين کشور جان باخته اند. هر چند اغلب اين روزنامه نگاران به هنگام تحت پوشش قرار دادن اخبار عمليات شورشيان عراقي کشته شده اند، اما تروريست ها حتا در حمله به منزل روزنامه نگاران و کشتن آنها در برابر چشمان خانواده شان ترديد نکرده اند. ارتش امريکا مسئول قتل ١٢ روزنامه نگار است و از سوی ديگر ٦ روزنامه نگار و همکار رسانه ها توسط سربازان امريکايي بازداشت شده اند. اين افراد که مظنون به همکاری با شورشيان بودند، طي ماه ها بازداشت و مورد آزار و اذيت قرار گرفته، از حقوق خود چون داشتن حق وکيل و يا ملاقات با خانواده و کارفرمايان خود به شکل غير قانوني محروم شده اند. فرستادگان ويژه رسانه های خارجي در عراق که به راحتي قابل شناسايي هستند، هدف اصلي ربايندگان هستند، ٧ نفر از آنها در سال ٢٠٠٥ به گروگان گرفته شدند. فرستاده ويژه روزنامه ی ليبراسيون فلورانس اوبانس و راهنمای محلي اش حسين هانون بيش از ٥ ماه در اسارت بسر بردند. با اين حال از ماه مارس ٢٠٠٣ فرد نئراک فيلم بردار شبکه تلويزيوني ITN ناپديد شده است. در همين زمان روزنامه نگاران ديگری در عراق به گروگان گرفته شده وسپس آزاد شده اند از جمله گيليان سرناريال، ماری ژان لون، سورين دوميترو ميسکويي که در اولين ماه های اول سال ٢٠٠٥ ذهن ما را به خود مشغول کرده بود. متاسفانه اين رويه متوقف نشده است. هر هفته روزنامه نگاران عراقي و ديگر روزنامه نگاران خارجي در عراق به گروگان گرفته مي شوند. در حال حاضر سرنوشت ريم زيد و مروان خازال خبرنگاران شبکه تلويزيون محلي سوماريه در پرده ابهام است. در اين مورد هم ما بايد بدون هيچ محدوديتي کارزار را به پيش بريم و هر روز به گروگانگيران يادآور شويم که اين دو خبرنگار فقط به انجام وظيفه خود مشغول بوده اند و هيچ امری توجيه گر عذابي که به آنها تحمل مي شود، نيست. اما آزادی مطبوعات فقط در عراق در خطر نيست. کمي دورتر از آنجا در بيروت روزنامه نگاران در هراس ترور به سر مي برند. در سال ٢٠٠٥ سمير کسير و جبران توئني دو نويسنده برجسته ی روزنامه ی النهار ترور شدند. خبرنگار محبوب شبکه تلويزيوني آل-بي-سي مايا شيدياک نيز در ترور نافرجامي شدطدا مضروب شده است. کشوری که در ميان جهان عرب بيشتراز ديگران حقوق روزنامه نگاران را محترم مي شمرد، آرام آرام در ظلمت خود سانسوری فرو مي رود.

بهبود آزادی بيان و خبر های خوب در ديگر کشورهای جهان

شرط صداقت نيست اگر از خبر های خوب سخني به ميان نياوريم نخست اين خبرها موجودند و سپس همين اخبار هستند که ما را برای ادامه مبارزه مان ياريگرند. آزادی يک روزنامه نگار از زندان، باز انتشار يک روزنامه ی توقيف شده، محاکمه و محکوم شدن يکي از دشمنان آزادی مطبوعات، فرصت های خوبي است برای ابراز شادماني هستند در هند و در ايالت آسه و در بعضي از کشورهای امريکای مرکزی، رسانه ها از آزادی بيشتری بهرمند شده اند. گزارشگران بدون مرز در جريان اصلاح قانون مطبوعات در کشور موريتاني مشارکت کرده است. و اميدواريم که در چاد و کامرون نيز همين امر انجام گيرد. مکزيک دادستان ويژه ای برای تحقيق و بررسي در باره ی مورد تهاجم قرار گرفتن روزنامه نگاران منصوب کرده است و اين نشانده ی آن است که دولت اهميت وخامت شرايط را دريافته است.

دشمنان آزادی مطبوعات

مطبوعات هم دشمناني دارد. رئيس جمهور باشند يا وزير و شاه، ولي فقيه وفرمانده چريکهی شورشي و يا رهبر سازمان های جنايتکارانه، دشمنان مطبوعات چهره و نام و نشاني دارند، اين درندگان آزادی مطبوعات قدرت آنرا دارند که روزنامه نگاران را زنداني کنند، بربايند، شکنجه کنند و گاه نيز به قتل برسانند. موقعيت و مقام شان عموما عاملي برای مصون ماندن شان از مجازات است و برای مسوليتي که در نقض حقوق بشر دارند معمولا هيچگاه محاکمه نمي شوند. گزارشگران بدون مرز از سال ٢٠٠٢ تصميم گرفته است که هر ساله چهره ی اين دشمنان آزادی مطبوعات را آشکار و آنها را به همگان معرفي کند.

گزارشگران بدون مرز ٥ نام جديد را به ليست بزرگترين دشمنان آزادی بيان افزوده است.

اتيوپي : میلس زناوی نخست وزير سری لانکا : گروه نطامي ببر های تاميل کلمبيا : ديگو فرناند. مريلو رهبر گروه شته نطامي آ- يو - سي
ايران : محمود احمدی نژاد رئيس جمهور

فرمانده سابق سپاه پاسداران، محافظه کار افراطي محمود احمدی نژاد در ١٣ مرداد ماه سال گذشته به رياست جمهوری اسلامي ايران انتخاب شد. وی با انتخاب صفار هرندی به وزارت فرهنک و ارشاد اسلامي، همه ی مسئولان اصلاح طلب اين وزارت خانه را با محافظه کاران جايگريني کرد. مسئولان به قدرت رسيده در دستگاه احمدی نژاد همان کساني هستند که از سال ١٣٨٠ "اطلاعات موازی " را تشکيل دادند. اين نيروها با مصونيت کامل از مجازات، نقش اصلي در سرکوب روزنامه نگاران و روشنفکران ايراني در سالهای اخير بازی کرده اند. بسياری از وزرای دولت احمدی نژاد از ماموران اطلاعاتي و يا مسئولان سپاه پاسداران هستند و تعدادی از آنها به ويژه در جنايات سياسي انجام شده موسوم به "قتل های زنجيره ای" در سال ١٣٧٧، و دستگيری و شکنجه روزنامه نگاران در سالهای بعد دست داشته اند.

گزارش ساليانه ی گزارشگران بدون مرز - ايران 2006

در سال ٢٠٠٥ ايران همچنان "بزرگترين زندان برای روزنامه نگاران " در خاورميانه بود. در طي سال گذشته ١٣ روزنامه نگار و وبلاگ نويس دستگير و بازداشت و در اول ژانويه 2006، پنج روزنامه نگار همچنان در پشت نرده های زندان بسر مي بردند. تهديد، احضار، بازجويي و بازداشت خودسرانه به شکل چشم گيری افزايش يافته است. بسياری از روزنامه نگاران ايران در حال حاضر با سپردن وثيغه های سنگين در بيرون از زندان بسر مي برند. به قدرت رسيدن رئيس جمهور محافظه کار محمود احمدی نژاد اين وضعيت را بهبود نبخشيده است.

٢٠٠٥ به ويژه سالي دشوار برای اکبر گنجي بود. وی که پس از اعتصاب غذایي که در تابستان بيش از ٦٠ روز به طول انجاميد و در حالي که شديدا ضعيف شده بود و وزنش به پنجاه کيلو هم نمي رسيد به سلول انفرادی انتقال يافت. عليرغم فشار های بين المللي برای آزادی ايشان اما همچنان تا پايان سال ٢٠٠٥ در زندان بسر برد.

روزنامه نگاران ديگری در طي سال گذشته از زندان آزاد اما شديدا تحت فشار و کنترل قرار دارند و از فعاليت مطبوعاتي آن ها جلوگيری به عمل مي آيد. بعنوان مثال تقي رحماني روزنامه نگار "اميد زنجان"، رضا عليجاني سردبير مجله توقيف شده ايران فردا و برنده دهمين جايزه گزارشگران بدون مرز در سال 2001، هدی صابر روزنامه نگار مجله توقيف شده ايران فردا،در خرداد ماه ٢٠٠٥ پس از دوسال حبس خودسرانه از زندان آزادی اما دادگاه آنها همچنان در جريان است. اين روزنامه نگاران هر لحظه مي توانند دوباره به پشت ميله های زندان بازگردند. روزنامه نگاران ديگری از استانهای مختلف نيز در طي سال دستگير و روانه ی زندان شده اند که برای آنها نيز خطر بازگشت به زندان وجود دارد. از جمله اجلال اقوامي روزنامه نگار هفته نامه ی توقيف شده پيام مردم کردستان، سعيد ساعدی روزنامه نگار مستقل و همکار بسياری از روزنامه های محلي، خانم رويا طلوعي سردبير نشريه رسان که دادگاه آنها تا اول ژانويه ٢٠٠٦ آغاز نشده است.

علاوه بر افزايش صعودی احضار و تهديد روزنامه نگاران، سانسور روزنامه ها توسط ارگان های مختلف حکومتي از دادستان تهران تا شورای عالي امنيت ملي و وزارتخانه های فرهنگ و ارشاد اسلامي و اطلاعات، در سال گذشته تعداد بازهم بيشتری از روزنامه نگاران ممنوع خروج شدند از جمله عيسي سحرخيز، علي مزروعي، احمد زيد آبادی و عماداليدن باقي و .... آقای عمادالدين باقي که از جمله برندگان جايزه ی کميسيون فرانسوی حقوق بشر بودند، نتوانست برای دريافت جايزه خود در فرانسه حضور يابد.

May 09, 2006

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران اعتراض و پرسش روزنامه نگاران را بررسي مي كند

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با حضور در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها، اعتراض و پرسش هاي حرفه اي روزنامه نگاران و اعضاي تشكل هاي انجمن را مورد بررسي قرار مي دهد.

به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا به نقل از ستاد خبري نمايشگاه، "محمدباقر صميمي"، مسوول كميته بيمه روزنامه نگاران در اين انجمن، با اشاره به استقبال چشمگير بازديد كنندگان از غرفه انجمن صنفي روزنامه نگاران گفت: در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات دريافتيم كه بازديدكنندگان عادي نمايشگاه نيز به جامعه مطبوعاتي و روزنامه نگاران كشور تعلق خاطر زيادي دارند، چنانكه اغلب آنها با مراجعه به غرفه انجمن صنفي محبت خود را به جامعه مطبوعاتي ابلاغ مي كنند.

وي با تاكيد به استقبال كم نظير بازديدكنندگان نسبت به معرفي 5 روزنامه نگار برجسته ايراني از سوي انجمن صنفي، افزود: برخي از روزنامه نگاران پيشكسوت ضمن تاييد اين اقدام انجمن، در خصوص اينكه روزنامه نگاران پيشكسوت ديگري نيز در كشور هستند كه به آنان توجهي نشده است، اعتراض كرده اند كه اين مهم نيز از سوي هيات انتخاب كننده در آينده منظور مي شود.

صميمي حضور بازديدكنندگان خارجي از غرفه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران را مورد توجه قرار داد و گفت: حضور بازديدكنندگان خارجي نشان داد كه اين انجمن جز بازديدكنندگان داخلي مورد توجه بسياري از افراد خارجي علاقمند به حرفه روزنامه نگاري است.

تقدير از پنج پيشكسوت مطبوعاتى

گزارش روزنامه شرق از مراسم روز جهاني آزادي مطبوعات

گروه رسانه،ولى الله خليلى: «ببخشيد اگر كمى آرام حرف مى زنم، تازه از بيمارستان مرخص شده ام. همه ما هميشه طلبه هستيم مى آموزيم و نمى توانيم بگوييم كه يك روزنامه نگارى كه ۵۰ساله قلم زده كامل است.» «محمد بلورى» روزنامه نگار باسابقه كه سال ها در تحريريه روزنامه هاى مختلف از جمله كيهان قبل از انقلاب و ايران كار كرده است به هنگام گفتن حرف هايش سعى مى كرد قامت يك متر و هشتادش را ايستاده نگه دارد، هر چند كه گاه گاه صدايش آرام مى شد و از پشت بلندگو به گوش نمى رسيد. بلورى ديروز در مراسمى صحبت مى كرد كه همزمان با روز جهانى آزادى مطبوعات و براى تجليل از او و «مسعود بهنود»، «ليلا رستگار»، «اكبر گنجى» و «عميد نائينى» برگزار شده بود. بلورى گفت: «كسب مهارت ها همراه با خلاقيت هاى ذهنى است. كسى كه مى خواهد چيزى ياد بگيرد با خودآموز نمى تواند شناگر شود بايد شيرجه بزند و سرش به كف استخر نخورد. بايد توجه كرد كه كسب مهارت هميشه بايد وجود داشته باشد.» بلورى كه معتقد است فضاى تحريريه ها دچار «سكون» شده اند، ادامه داد: «ما هنوز راه واقعى براى رقابت با مطبوعات بزرگ را پيدا نكرده ايم. تيراژ روزنامه كيهان زمانى در سال ۵۷ از يك ميليون عبور مى كرد اما حالا با توجه به جمعيت ۷۰ ميليونى روزنامه هاى ما چقدر تيراژ دارند، علتش چيست؟»
بلورى صورت كشيده اش را به ميكروفن نزديك تر كرد و گفت: «بيش از ۹۰ درصد از مديران روزنامه هاى ما بدون اينكه از روزنامه نگارى اطلاعى داشته باشند وارد تحريريه شده اند و فقط روزنامه به عنوان وسيله در اختيار آنها قرار مى گيرد؛ براى حفظ موقعيت و رسيدن به يك مقام.» بعد از تمام شدن وقت ۱۰ دقيقه اى «محمد بلورى» نوبت «مسعود بهنود» بود تا بنابر حروف الفبا بعد از بلورى صحبت كند اما مسعود بهنود از آنجا كه بيش از سه سال است در لندن زندگى مى كند متنى فرستاده بود تا «هاشم آقاجرى» به نمايندگى بخواند. آقاجرى گفت چند سال پيش كه من در زندان بودم آقاى بهنود از طرف من تقديرنامه اى را در انگلستان دريافت كردند و امروز به اين وسيله دين خودم را ادا مى كنم. بعد از اين جمله آقاجرى متن نامه بهنود را كه با امضاى «ميرزاى پير شما» به اتمام رسيده است خواند. در بخشى از اين نامه آمده است: «معمول است براى بازنشستگى كسى كه «ميرزاى پير شهر» لقب اش داده ايد مراسمى برپا شود ولى مقدر من اين شد كه جشن بازنشستگى من اينجا باشد اما آن «اعلام» هم بازنشسته ام نكرد و منتظر ماندم تا امروز كه شما نسل امروزى در اينجا كه خانه روزنامه نگاران است اين خلعت بر تنم بپوشانيد و يا از تنم به در آوريد.» بعد از نامه مسعود بهنود نوبت ليلا رستگار بود. سردبير فعلى نشريه دوچرخه (ويژه نامه كودك و نوجوان روزنامه همشهرى) كه سال ها در روزنامه هاى مختلف فعاليت داشته است. او صحبت هاى خود را با سراشيبى خيابان جردن كه محل كار او سال ها است در آن قرار دارد آغاز كرد و ادامه داد: «يك مطلب در دست دارم كه نويسند ه اش روزنامه نگارى باسابقه است. تيتر مطلب مى گويد: «ديده بان نه دروازه بان». مطلب را تند و تند در تكان هاى حركت در سرازيرى مى خوانم و بعد بعضى واژه هايش را كه بيشتر دوست دارم با خودم مى گويم: روزنامه نگار ديده بان است. بر بلنداى برج ايستاده و با چشم مسلح چشم انداز وسيع جمع و جامعه است... روزنامه نگار ديده بان است نه دروازه بان و سنگربان و آيا ديده بان است؟ مى تواند باشد؟» رستگار در ادامه گفت: «روزنامه نگارى كه خود امنيت حرفه اى نداشته باشد، نمى تواند مراقب و نگهبان و مبشر امنيت ديگران باشد، يعنى حافظ امنيت جمع و جامعه باشد. آن كه گرسنه است، نمى تواند طلب سيرى براى ديگران كند، اما خود از گرسنگى بميرد. روزنامه نگار فاقد امنيت اجتماعى، حقوقى و شغلى و معيشتى ديگر روزنامه نگار نيست... اينها را از مطلب همان روزنامه نگار باسابقه بازخوانى مى كنم و در پس اين واژه ها به قانونى فكر مى كنم كه سختى شغل را براى روزنامه نگار نه براى بخشى از روزنامه نگاران مى پذيرد ولى حتماً مى دانيد كه سردبير و معاون سردبير در اين بخش از روزنامه نگاران جايى ندارند. يعنى سردبيرى كارى راحت و آسان است!» بعد از ليلا رستگار «ماشاءالله شمس الواعظين» مجرى مراسم از «عميد نائينى» سردبير ماهنامه توقيف شده پيام امروز و يكى از باسابقه ترين روزنامه نگاران كشور خواست تا براى صحبت كردن پشت تريبون قرار بگيرد. شمس الواعظين از عميد نائينى در طول زمانى كه او به پشت ميكروفن برسد به عنوان «مهندس و طراح مجله هاى اقتصادى» ياد كرد. عميد نائينى كه مثل بلورى قامتى بلند دارد با زمان كمى كه داشت متنى را كه آماده كرده بود نخواند اما سعى كرد در چند جمله همان را بيان كند. او با اشاره به يك صدمين سال انقلاب مشروطه گفت: «انقلاب مشروطه برپايه عدالت، حقوق ملت و آزادى شكل گرفت و هنوز هم بخش بزرگى از مطالبات ما حقوق ملت، قانون و آزادى است.» او گفت: «بايد براى ما تكان دهنده باشد كه بعد از يك صد سال به همان جا رسيده ايم و در سالگرد مشروطيت دوباره همان جا هستيم.» بعد از «عميد نائينى» هم نوبت اكبر گنجى شد. چهره اى كه بعد از ورود به سالن و در طول مراسم از سوى عكاسان و خبرنگاران داخلى و خارجى مورد توجه ويژه اى قرار گرفت و شايد بيش از صدعكس از او گرفته شد. گنجى كه حدود ۵۰ روز پيش با ريش هاى بلند سفيد شده بعد از پنج سال در زندان بودن آزاد شد ديروز سرحال تر از روزهاى اول آزادى بود. او گفت: «آنچه در عرصه مطبوعات مى گذرد به هيچ وجه قابل قبول نيست و مطبوعات ايران در سخت ترين شرايط تاريخى خود به سر مى برند.» او گفت: «جهان سياست جهان شفافيت است نه جهان ايهام شعرهاى حافظى. روشنفكرهاى ما با ايهام و ابهام حرف مى زنند در حالى كه عرصه سياست عرصه شفافيت است و روشنى. متاسفانه در حال حاضر همه جا شده زبان حافظ عرصه رمانتيك و من از اين احساس خطر مى كنم.» گنجى كه معتقد است در تاريخ روزنامه نگارى هميشه مبارزه بوده ادامه داد: «در جوامعى كه دموكراسى وجود دارد اگر هفت صبح در را بزنند شيرفروش است اما در جامعه ما معلوم نيست كه در را زده اند كه ما را ببرند، قطعاً شيرفروش نيست.» او همچنين با بيان اينكه مبارزه بدون هزينه به دست نمى آيد گفت: «مهم ترين كار روزنامه نگارى تعيين دستور كار سياسى است.» در مراسم ديروز علاوه بر سخنرانى كسانى كه قرار بود از آنها تجليل شود رئيس سنديكاى روزنامه نگاران كرد عراق كه به ايران سفر كرده است و نماينده دفتر مركز اطلاع رسانى سازمان ملل متحد در ايران هم بيانيه هايى را در مورد روز آزادى مطبوعات خواندند. رئيس سنديكاى روزنامه نگاران كرد گفت حمايت از همه روزنامه نگاران جهان و روزنامه نگارى آزاد شعار سنديكاى روزنامه نگاران است. او گفت: «روزنامه نگاران كرد با نگاه تقدير به روزنامه نگاران ايرانى مى نگرند و جهانى شدن بمباران شيميايى حلبچه به خاطر فعاليت و گزارش هاى روزنامه نگاران ايرانى است.» در جلسه ديروز «على حكمت» نماينده انجمن آزادى مطبوعات نيز سخنرانى كرد. او گفت: «روز جهانى آزادى مطبوعات را در شرايطى برگزار مى كنيم كه بيش از يك صد مطبوعه ايران هنوز توقيف هستند. اما به هر حال يادآورى اين نكته در اين روز براى همه ما لازم و ضرورى است.» او گفت: «وظيفه روزنامه نگاران اين است كه از هر فرصتى حداكثر استفاده را بكنند و بر جريان شفاف اطلاع رسانى همت گمارند.» حكمت گفت: «انجمن دفاع از آزادى مطبوعات طبق سال هاى گذشته در نشستى اكبر گنجى را شايسته قلم زرين در سال ۱۳۸۴ دانست.» در مراسم ديروز همچنين شمس الواعظين به نمايندگى از انجمن صنفى روزنامه نگاران با خواندن يك بيانيه به مراحل انتخاب پنج خبرنگار برگزيده اشاره كرد. در بخشى از اين بيانيه آمده است: «هيات مديره انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران بنا به همين ضرورت، چندى پيش تصميم گرفت جايزه اى سالانه براى روزنامه نگاران آزاد و مستقل ايران به خاطر فعاليت ها و شجاعت هاى حرفه اى آنها اختصاص دهد. بر اين پايه و در آغاز مقرر شد كه نخستين سال شروع اين طرح، از پيشگامان و پيشكسوتان حرفه، تجليل و قدردانى شود و در واقع كسانى كه به نحوى در رشد، توسعه و ارتقاى حرفه روزنامه نگارى در ايران سعى و تلاش كرده اند، اولويت يابند.»
در بخش ديگرى از اين بيانيه آمده است: «هيات مديره انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران با توجه به ملاحظات زير:
۱ _ توجه به روزنامه نگاران پيشكسوت به لحاظ سابقه مستمر فعاليت مطبوعاتى
۲ _ توجه به سهم زنان در عرصه روزنامه نگارى ايران
۳ _ توجه به شرايط دشوار اجتماعى _ سياسى دهه اخير و تقدير از يك روزنامه نگار شجاع
۴ _ مستثنى كردن اعضاى هيات مديره انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران از روند انتخاب به دليل موقعيت حقوقى خويش، سرانجام پنج نفر از روزنامه نگاران شاخص به نام هاى آقايان محمد بلورى، عميد نائينى، مسعود بهنود، اكبر گنجى و سركار خانم ليلا رستگار را برگزيد تا از آنها تجليل به عمل آيد.»
در پايان مراسم با اهداى لوح و دو سكه از پنج روزنامه نگار باسابقه كشور تجليل شد. همچنين بعد از اهداى لوح تقدير و سكه ها به روزنامه نگاران انتخاب شده «محسن كديور» رئيس انجمن آزادى مطبوعات بعد از اينكه از بازداشت «رامين جهانبگلو» ابراز نگرانى كرد جايزه قلم طلايى را به اكبر گنجى داد.
گنجى به هنگام دريافت اين جايزه گفت: «دوستان دعا كنند با اين قلم بتوانيم بنويسيم نه اينكه آن را قاب كنيم.»

تقدير از پنج برگزيده مطبوعات ايران

گزارش روزنامه سرمايه از مراسم روز جهاني آزادي مطبوعات

سرمايه‌-آزاده عصاران: «روزنامه‌نگاران ايران با خود مميزي مي‌نويسند تا بمانند... اين موضوع قابل درك است. به شرط اين‌كه اين شيوه را روزنامه‌‌نگاري حرفه‌اي و تخصصي ندانيم.»

اين را اكبر گنجي روز گذشته در مراسم گراميداشت روز جهاني آزادي مطبوعات، در ميان تشويق بيش از صد روزنامه‌نگار حاضر در مراسم مي‌گويد.

اكبر گنجي كه همراه با چهار همكار باسابقهء خود در عرصهء مطبوعات، روز گذشته مورد تقدير و تجليل قرار گرفت، در بخشي از مراسم دوساعته‌اي كه در محل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران برگزار شده بود، در مورد روزنامه‌نگاري ايراني، گفت: «در سال‌هاي دور به دليل اين‌كه كاهش و تفكيك قدرت‌ها كافي نبود، رسانه‌ها براي نقد، نور تاباندن، به چالش كشاندن و اطلاع‌رساني به‌وجود آمدند. با اين همه حالا اين نقش تا حدي تغيير كرده و تـقريبائ ناديده گرفته مي‌شود; اگر اطلاع‌رساني حق مردم است بايد مواردي را به اطلاع آن‌ها برسانيم كه نمي‌دانند; اين وظيفهء روزنامه‌نگار است.»

گنجي كه بعد از سال‌ها محروميت از حضور در عرصهء روزنامه‌نگاري از بودن و صحبت كردن در چنين جمعي اظهار رضايت مي‌كرد، با نقد اين نظريه كه عده‌اي روزنامه‌نگاري سياسي را روزنامه‌نگاري نمي‌دانند، گفت: «تاريخ روزنامه‌نگاري، تاريخ مبارزات بوده و روزنامه‌نگاران هميشه مبارزه كرده‌اند. هر چند كه در اين مسير ما را مدام به عقب رانده‌اند، اما ما به جاي مبارزه مدام توجيه كرده‌ايم.»

گنجي به عنوان يكي از جسورترين روزنامه‌نگاران معاصركه در فراسوي ايران نيز چهر‌ه‌اي شناخته شده است، در ميان ابراز احساسات حضار، گفت: «ما هنوز در جهان حافظ زندگي مي‌كنيم. در حالي‌كه جهان سياست، جهان شفافيت است نه ابهام و خيال حافظ‌گونه. روزنامه‌نگاري و روشنفكري در ايران، هزار نوع ابهام و ايهام دارد تا بتوانيم در مؤاخذه مفهوم و منظور مورد نظر خود را تغيير دهيم. ما حتي در عرصهء روزنامه‌نگاري نمي‌توانيم از زبان تخصصي و كلمات شفاف استفاه كنيم. اين مساله باعث شده كه با زبان رمانتيك‌گونه و شعربافي مقصود خود را بيان كنيم.»

او كه مدام تاكيد مي‌كرد «روزنامه‌‌نگاري به بصيرت نظري در كنار جسارت عملي نياز دارد و اين موضوع با دموكراسي حاصل مي‌شود»، گفت: «دموكراسي در دنيا اين مفهوم را دارد كه اگر زنگ خانه‌اي را زدند، فرد مطمئن باشد كه پشت در، شير‌فروش است و امكان ندارد براي جلب او آمده باشند. اين دموكراسي واقعي است.»

گنجي كه چندي پيش همانند اوريانا فالاتچي، عنوان شهروندي افتخاري فلورانس به او اهدا شد، با نامطلوب توصيف كردن فضاي مطبوعات كشور، نقد قدرت را مهم‌ترين حق همه روزنامه‌نگاران دانست.

آغاجري نمايندهء «ميرزاي پير»

مسعود بهنود، روزنامه‌نگار ديگري بود كه از او به‌عنوان روزنامه‌نگار برجسته در اين روز تجليل شد. او كه در لندن به سر مي‌برد، هاشم آغاجري را به عنوان نمايندهء خود در ايران انتخاب كرده بود تا علاوه بر خواندن پيامش، جايزه را هم دريافت كند. آغاجري وقتي پشت ميكروفون قرار گرفت، گفت: «به نمايندگي از كسي اين پيام را مي‌خوانم كه سه سال پيش در مراسم اهداي جايزهء ايندكس در لندن، تقديرنامه را به نيابت از سوي من دريافت كرد.»

متن سخنراني بهنود در مورد حس و نگاه او به سال‌ها فعاليتش در ايران به عنوان روزنامه‌نگاري بود كه در سفرهاي خود هميشه آرزو داشته، هواپيمايش ربوده شود. او نوشته بود: «آرزوي حضور در هواپيمايي ربوده شده به اين دليل بود تا بتوانم گزارش دست اولي از هواپيماربايي تهيه كنم و كارم انعكاس جهاني پيدا كند و به من فرصت پرواز دهد.»

بهنود سال‌ها در عرصهء تاريخ معاصر پژوهش كرده و بيش از 15 جلد كتاب در اين زمينه دارد. او كه پيام خود را در روز جهاني آزادي مطبوعات با عنوان «ميرزاي پير شما» به اتمام رسانده بود، در اين پيام آورده بود: «خوشحالم كه هيچ‌گاه سردبير اصل كاري كه آن بالانشسته، مرا به دليل كم‌كاري عتاب نكرد... گرچه هنوز نكته‌ها دارم، نگفته و گزارش‌هاي ننوشته...

بلوري: حتي 50 سال فعاليت براي روزنامه‌نگار كافي نيست

محمد بلوري كه بيش از 50 سال فعاليت در عرصهء روزنامه‌نگاري را در كارنامهء خود دارد، به عنوان پيشكسوت‌ترين فرد در ميان پنج روزنامه‌نگار، در حالي كه آثار بيماري در صدايش هويدا بود، گفت: «آمده‌ام كه بگويم حتي 50 سال فعاليت براي يك روزنامه‌نگار، كافي نيست و همچنان بايد بـه كسب مهارت و پرورش خلاقيت پرداخت.»

بلوري كه تا پيش از انقلاب در روزنامه «كيهان» در بخش حوادث و اجتماعي، يكي از فعال‌ترين روزنامه‌نگاران بود، گفت: «تصور مي‌كنم كه فضاي فعلي تحريريه‌ها دچار سكون و ركود شده و جوانان كمتر درگير تفكر و مسايلي مي‌شوند كه بايد به چالش كشيده شود.»

او كه به قول خودش، «پر از درد و دل‌هاي نيم قرن روزنامه‌نگاري، زندان، بازداشت، توبيخ و ... بود»، گفت: «در مطبوعات كشور ما، هنوز راه‌هاي واقعي براي رقابت پيدا نشده وتيراژ و كيفيت روزنامه‌ها جوابگوي جمعيت نيست.»

بلوري ادامه داد: «بيش از 90 درصد از مديران روزنامه‌هاي ما بدون بهره‌مندي از اطلاعات روزنامه‌نگاري هستند كه روزنامه را به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به هدف خود يا حفظ موقعيت فعلي خود اداره مي‌كنند. در اين شرايط چه انتظاري براي رقابت با تكنولوژي اطلاع‌رساني وجود دارد.»

ليلا رستگار:شتاب داريم و روزنامه‌ها منتظرند

ليلا رستگار كه يك ربع قرن از فعاليت حرفه‌اي روزنامه‌نگاري‌اش مي‌گذرد، در سخنراني خود به تشريح حال و هواي فعلي روزنامه‌نگاري و تضاد پيام پراميد كوفي‌عنان در مقابل اتفاقات جاري مربوط به خبرنگاران سربه نيست شده در دنيا پرداخت. او گفت: «مي‌گويند روزنامه‌نگار ديده‌بان است و بر بلنداي برج ايستاده اما روزنامه‌نگاري كه امنيت حرفه‌اي وشغلي نداشته باشد، نمي‌تواند حافظ امنيت جامعه باشد.»

او كه مدام تاكيد بر شتاب روزنامه‌نگار و انتظار روزنامه‌ها داشت، ادامه داد: «موارد اخـلاقـي كـه در كتـاب‌هـاي اخـلاق روزنامه‌نگاري مي‌خوانيم در فضاي كاري پياده نمي‌شود; آن‌جا مي‌خوانيم كه از شهرت ديگران استفاده نكنيم و زندگي خصوصي كسي را افشا نكنيم. اما اين‌ها فقط در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود.»

عميد نائيني: بعد از صد سال‌سرجاي اول هستيم

عميد نائيني كه از نوجواني فعاليت روزنامه‌نگاري را آغاز كرده وقتي پشت ميكروفن قرار گرفت با اشاره به اين مساله كه بزرگ‌ترين خدمت به حضار اين است كه در حد دو دقيقه صحبت كند، گفت: «امـيـدوارم بـا اين تقدير، مسووليت حرفه‌اي‌ام زير سؤال نرود و بتوانم بهتر كار كنم.»

او با بيان اين مساله كه امسال روز جهاني آزادي مطبوعات با صدمين سالگرد انقلاب مشروطيت متقارن شده، گفت: «در آن زمان، حاكميت ملت، آزادي و حقوق مطبوعات ذكر شده بود. ايرانيان پيش از مشروطه مي‌خواستند كه از شر بي‌قانوني خلاص شوند و خواستار عدالت‌خواهي بودند. براي آن‌ها آزادي مطبوعات مهم بود تا بتوانند حرف خود را بزنند، اما نگذاشتند. به نظر شما اين تكان‌دهنده نيست كه بعد از صد سال، همان مطالبات را داريم؟»

گلايه مطبوعاتي‌ها

روز جهاني آزادي مطبوعات، روز گذشته در شرايطي جشن گرفته شد كه برخي از روزنامه‌نگاران از نامناسب بودن ساعت برگزاري مراسم، به دليل تداخل با ساعت كاري آنان در روزنامه‌ها گلايه داشتند.

همچنين در كنار تهويه نامناسب، كمبود جا نيز محسوس بود تا حدي كه حتي سونيل نارولا، رييس مركز اطلاعات سازمان ملل در ايران بعد از خواندن پيام كوفي‌عنان به مناسبت چنين روزي، هيچ صندلي را براي نشستن پيدا نمي‌كرد.

ريـيـس سنـديكـاي روزنـامه‌نگاران كردستان عراق در اين مراسم حاضر شد و ضمن قدرداني از فعاليت روزنامه‌نگاران ايراني در اطلاع‌رساني پيرامون بمباران حلبچه با زبان كردي حمايت سنديكاي خود را از همهء روزنامه‌نگاران شجاع ايران اعلام كرد.

بـراسـاس بيـانيـهء انجمـن صنفي روزنـامه‌نگاران ايران، قرار بود از 10 روزنامه‌نگار برجستهء ايراني تقدير شود ولي اين اقدام كمتر مورد توجه داوران قرار گرفت، زيرا از فرم‌هاي نظرسنجي ارسال شده براي داوران منتخب، فقط 20 درصد پاسخ داده شد.

در هــر حــال مـراسـم تجليـل از شخصيت‌هاي مطبوعاتي همزمان با سالروز جهاني آزادي مطبوعات در تهران برگزار شد و ضمن خواندن بيانيهء انجمن، از تك‌تك آن‌ها تقدير شد.

در انتهاي مراسم اين شخصيت‌ها فرصت كوتاهي براي سخنراني داشتند و در اين ميان، اكبر گنجي كه علاوه بر اين تقدير، قلم‌طلايي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات را هم دريافت مي‌كرد، گفت: «اين جايزه را بايد به سعيد حجاريان مي‌داديد...»

در روز جهاني آزادي مطبوعات كه تعدادي از مسوولا‌ن سياسي و مطبوعاتي نيز حضور داشتند، مطابق روال سال گذشته سخناني بيان شد كه انعكاس كامل آنها امكان پذير نيست.

پس از یک صد سال، به همان جا رسیده ایم که ایستاده بودیم! متن کامل سخنان عمید نائینی در مراسم روز جهانی آزادی مطبوعات

هنوز هم بخش بزرگی از مطالبات بر همین محور است، یعنی حقوق ملت، عدالت، قانون و آزادی ها. برای ما باید تکان دهنده و بیدار کننده باشد که پس از یک صد سال به همان جا رسیده ایم که ایستاده بودیم... حکومت ها یکصد سال قانون اساسی و حقوق ملت را نادیده گرفتند و از این راه یک خستگی تاریخی را بر ملت ایران تحمیل کردند

از مراسم روز جهانی آزادی مطبوعات، درانجمن صنفی روزنامه نگاران ایران


امروز می خواستم موقعیت را مغتنم بشمرم و در این سالی که روز جهانی آزادی مطبوعات را گرامی می داریم، به تقارنش با صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت اشاره کنم. این پیوند از آن رو با اهمیت است که برای نخستین بار در تاریخ ایران، حق حاکمیت ملت و حقوق ملت در میثاق نامه قانون اساسی با تاکید بسیار آمد و ضمن تصریح بر آزادیها و برابریها،حقوق و آزادی مطبوعات در آن پیش بینی شد.

به یاد بیاورید که ایرانیان عصر مشروطه بیش از هر آرمان دیگری، ابتدا می خواستند از شر بی قانونی سازمان یافته و رسمی خلاص شوند و به همین دلیل هم خواستار عدالتخانه بودند.

بعد ها که با مقاومت روبرو شدند و کار بالا گرفت، در چارچوب یک قانون اساسی خواستار تقسیم قدرت مطلق حکومت و سهیم شدن در آن شدند، به عبارت دیگر آنها بپا خاستند تا درچارچوب یک قانون اساسی حقوق ملت و آزادیها و امینت زندگی و کار و مال همگانی را از آسیب خودکامگی نامحدود و پیش بینی ناپذیر دیوانی صیانت کنند.

پیشنیان ما چه رنجها کشیدند ، از خود گذشتگی ها و فداکاریها نشان دادند و برای تحقق این خواست پیوسته قربانی شدند، اما از این خواست ملی و به حق دست بر نداشتند.

بنابر این اگر دقیق بشویم می بینیم که ریشه انقلاب مشروطیت بر پایه حقوق ملت، عدالت، قانون و آزادیها بود و دراین بخش آخر زاویه دید بیشتر مبتنی بر آزادی مطبوعات بود و به همین دلیل هم مستبدان، روزنامه نگاران آزادیخواه را در باغشاه به دار آویختند.

حالا اگر به امروز برگردیم، می بینیم که هنوز هم بخش بزرگی از مطالبات بر همین محور است، یعنی حقوق ملت، عدالت، قانون و آزادیها. برای ما باید تکان دهنده و بیدار کننده باشد که پس از یکصد سال به همانجا رسیده ایم که ایستاده بودیم.

بنابر این : نتیجه اول، ما قانون اساسی داریم اما حکومتها طی یکصد سال آن و حقوق ملت را نادیده گرفته اند و از این راه یک خستگی تاریخی را بر ملت ایران تحمیل کرده اند.

تنیجه دوم: قانون اساسی در شرایط کنونی علیرغم همه کم و کاستیها که در آن وجود دارد، ملاک عمل برای حق حاکمیت ملت و حقوق ملت قرار نمی گیرد و اگر کسانی از لزوم تغییرات در آن بگویند با خشم گروههایی مستقر در حاکمیت روبرو می شوند. موضوع این است که اگر قرار باشد کشور قانون اساسی داشته باشد و بدان عمل نشود، تغییر یا عدم تغییرش چه تفاوت می کند، مگر آنکه بپنداریم کسانی در آن بالا ترجیح می دهند ظواهر کار را نگه دارند، یعنی از قانون اساسی کشور تنها بخش اطاعت آن را از ملت بخواهند، اما حقوق پیش بینی شده ملت در آن را نادیده بگیرند.

خوب حالا ببینیم با آزادی مطبوعات که همه می دانیم سنگ بنای آزادیهاست، در رابطه با قانون اساسی و یک دهه پشت سر چه مسایلی گذشته. فقط یک ماده را با چند مثال ملاک عمل قرار می دهم.

قانون اساسی می گوید «رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و باید با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری انجام گیرد.»

نکته اول اینکه هیات منصفه در سال 1374 تشکیل شد و این یعنی 14 سال تاخیر در اجرای قانون اساسی و در این مدت بسیاری از نشریات بدون تشکیل دادگاه و حضور هیات منصفه توقیف شدند و حقوق آنها زیر پا گذاشته شد. دوم آنکه در همین ماده از رسیدگی به جرایم سیاسی صحبت می شود و 27 سال است که هیچ کس حاضر نیست جرم سیاسی را تعریف کند و تلاشهایی که در این باره در مجلس صورت گرفته ناکام ماند و موضوع دهها بار دست به دست شد و سر انجام هم به نتیجه رسیده است. سوم آنکه بر خلاف تاکید بر رسیدگی در محاکم دادگستری، دست بسیاری از نهادهای دیگر را بر امور مطبوعات بازکردند. از دادگاه انقلاب تا دادگاه ویژه روحانیت تا مراکز دیگر.

علاوه بر اینها در بدعتی سئوال بر انگیز زمانی بسیاری از مطبوعات را به صف کردند و بدون طی کردن یک قدم از این مسیر از همه آنها وثیقه گرفتند. می دانید که این روش، میراث و ابداع انگلیسیان بود در زمان استعمار هندوستان و برای زیر فشار گذاشتن مطبوعات. در کتابی که مرکز تحقیقات رسانه ها در وزارت ارشاد تحت عنوان روزنامه نگاری در هندوستان به چاپ رسانده، شرح این ابداع به تفصیل آمده.

خوب، حالا همه این نادیده گرفتنها درباره این ماده قانون اساسی به جای خود، در فروردین 1379 ناگهان به طور فله ای و یک روزه بسیاری از روزنامه ها و نشریات را با توسل به قانون چهل سال پیش و خاص تبهکاران توقیف کردند و از آن یک رویه ساختند. ملاحظه بفرمایید این در حالی است که قانون اساسی کشور تصریح می کند که هیچ مقامی حق ندارد حتی بنام استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را ، هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. خوب این تاکید بی چون و چرای قانون اساسی است که می گوید زیر پوشش حراست از مهم ترین و حیاتی موضوعات که استقلال و تمامیت ارضی کشور است، نمی توان آزادیهای مشروع را برچید حتی اگر بروند برای آن قانون و مقرراتی وضع کنند، خوب، پیداست که تعطیل کردن مطبوعات با قانون چهل سال پیش و زندانی کردن روزنامه نگار به حکمی که دادگاهش بدون حضور هیات منصفه برپا شده باشد، یعنی آنکه بخش حقوق ملت در قانون اساسی تعطیل است و فقط بخش اطاعت آن از حکومت باید کار کند.

نمونه های بی عدالتی و بی قانونی در این زمینه ها بسیاراست، ماجرای جرم مطبوعاتی را که به هر حال فراتر از یک نوشته چاپ شده در یک نشریه نبود تا به تفتیش خانه ها و آلبوم عکسهای خانوادگی و نامه های شخصی و بررسی فیلمهای کودکان خانواده روزنامه نگاران کشاندند.

قانون اساسی می گوید «موضوع اتهام باید با ذکر دلایل و بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالح قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.»

این بلافاصله که هیچگاه صورت روشنی به خودش نگرفت و آن در اسرع وقت تا بازداشتهای موقت چند ماهه روزنامه نگاران در سلولهای انفرادی امتداد یافت. جنبه دردناک دیگر این بود که وثیقه روزنامه نگار را که به هر حال ابزاری جز کاغذ و قلم ندارد نپذیرفتند و آنها را راهی سلولهای انفرادی کردند. اما در همان حال وثیقه دست اندرکاران قتلهای زنجیره ای و یک ترور که مربوط به آقای حجاریان بود پذیرفتند، که البته ریاست وقت دادگستری تهران آن موقع اول گفت <<به کسی ارتباط ندارد که اینها کجا هستند، هر کجا هستند>> و بعد تر اضافه کرد آنان در زندان نیستند چون حکم قطعی نیست و با قرار وثیقه آزادند. آیا باید میان روزنامه نگاری که با قلم و کاغذ سر و کار دارد و با فردی که هفت تیر در دست داره و به مغز دیگری شلیک می کند، چنین نابرابری وجود داشته باشد؟ خوب همین نوع بی عدالتیها بود که نیاکان ما را بر آن داشت که به پا خاستند و خواستار عدالتخانه شدند. و آنقدر مقاومت کردند تا حکومت را سرنگون ساختند.

چون وقت محدود است، صحبت راکوتاه می کنم وگرنه دهها مورد از این دست دارم که این چرخه غمبار بی عدالتی و بی قانونی را نسبت به مطبوعات و روزنامه نگاران نشان می دهد که ریشه همه آنها هم در نادیده گرفتن حقوق ملت در قانون اساسی است.

همین اخیرا ملاحظه کردید که اعضای کانون نویسندگان قصد داشتند جمع شوند و مجمع عمومی تشکیل بدهند که با مانع روبرو شدند. بر اساس اصل بیست و ششم قانون اساسی انجمنهای صنفی آزادند و حتی تاکید می کند که << هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت>>. خوب این چه مفهوم دارد که نویسندگان، شاعران، مترجمان و دست اندرکاران قلم بعد از 27 سال نتوانند دور هم جمع شوند و به کانون و انجمن خودشان سر و سامان بدهند، در حالیکه در تریبونهای رسمی به کرات گفته می شود که ما از آزادترین کشورهای جهانیم.

به بحث نخست باز می گردم که با توجه به خواستهای نیاکانمان در عصر مشروطه و مطالبات امروز بر پایه عدالت، قانون، حقوق ملت و آزادیها باید نتیجه بگیریم که امروز پس از یکصد سال به همانجایی رسیده ایم که ایستاده بودیم. به صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت باید بهای بسیار بدهیم و این جنبه را همه جانبه در آن کالبد شکافی کنیم که چرا نمی توانیم از این چنبره بیرون بیاییم. و اکنون راه حلهایمان کدام است.

در مورد مطبوعات هم این نیست که ما بگوییم مطبوعات در ایران بی کم و کاست و بی اشتباهند، بلکه می گوییم با دیدی منصفانه در مقایسه با بسیاری از بلندپایگان کشور که کارنامه هایشان آکنده از اشتباهات دلتنگ کننده است، کارنامه ای پذیرفتنی تر دارند.

زمانی اسکار وایلد گفته بود بسیار کسان دلشان می خواهد اشتباهاتشان را تجربه بنامند، اگر این مصداق را تعمیم دهیم باید بگوییم بر این اساس برخی از بلندپایگان کشور بسیار با تجربه اند و مطبوعات و روزنامه نگاران کم تجربه.

و پيامی در راه،پيام مسعود بهنود به مراسم روز جهاني خبرنگار

برای من همه عمر صرف گزارش وقايع شد. کسی که در ۲۸ مرداد روزی به دنيا آمد، و پانزده خرداد ۱۳۴۲ اولين گزارشش در يک نشريه جدی چاپ شد. تا بيست و دوم بهمن که شاهد و گزارشگر انقلابی بودم و آن شب دوم خرداد که با جمعی از پرآوازه ترين همکاران جهانی ام، به گزارش واقعه ای مشغول شدم که حماسه نام گرفت

سی و چند سال پيش تازه خبرنگاری بودم. مدام سفر هوائی می کردم. جز اشتياق برای شناخت جهان اميدم اين بود که شايد در هواپيمائی باشم که ربوده شود. آن روزها ربودن هواپيما و گروگان گيری رايج بود و خبرساز. من در اين انديشه بودم که گزارش دست اولی از يک هواپيما ربائی می تواند در جهان انعکاس يابد و به من فرصت پرواز دهد. بيم جانم نبود. روزگار گذشت، دنيا را کمی کشف کردم گرچه بخت گروگانی نيافتم. اما کشف وطن خودمان ماند برای سال ها بعد که در لحظاتی تنها گزارشگر انقلابی شدم که روزی همه موجوديت رژيم سابق و لاحق را در کلاس های خود جا داده بود، همان جا که رهبر انقلاب در يک کلاس نشسته بود و بر پشت بامش شب دوم ژنرال ها اعدام شدند، در کلاس سومش جلسات محاکمات انقلابی برپا می شد، و مردمی دور آن مدرسه طواف می کردند و در آن لحظات برای کسی که همواره در صدد شناخت و گزارش جهان و بدايعش بود، چيزی بديع تر از اين نبود و جائی خوشتر ازین برای شناخت مردمانی که مائيم.

چهل سال با هر که پيش افتاد از سلطان، رييس و کسانی که در هنر چهره بودند و در اجتماع شناخته و نشناخته، مصاحبه کردم، دو هزارتائی گزارش نوشتم تا آن روز که خودم را در برابر دوربين ها و ميکروفن ها ديدم در لباس زندان که به جرم نوشتن مقالاتی محاکمه می شدم. داشتم گزارش می شدم. همان جا هم گفتم که معمول است برای بازنشستگی کسی که "ميرزای پير شهر" لقبش داده ايد، مراسمی برپا شود، ولی مقدرمن اين شد که جشن بازنشستگی من در اين جا باشد. اما آن اعلام هم بازنشسته ام نکرد و منتظر ماندم تا امروز که شما نسل امروزی، در اين جا که خانه روزنامه نگاران است، اين خلعت بر تنم بپوشانيد و يا از تنم به درآوريد.

برای من همه عمر صرف گزارش وقايع شد. کسی که در ۲۸ مرداد روزی به دنيا آمد، و پانزده خرداد ۱۳۴۲ اولين گزارشش در يک نشريه جدی چاپ شد. تا بيست و دوم بهمن که شاهد و گزارشگر انقلابی بودم و آن شب دوم خرداد که با جمعی از پرآوازه ترين همکاران جهانی ام، به گزارش واقعه ای مشغول شدم که حماسه نام گرفت. از ميان همه وقايع که ديدم و گزارش کردم هيچ يک به اندازه اين جنبش آخر، سازنده نبود. هم از اين رو هيچ گله از بخت ندارم، لحظاتی سرشار از شور و از خشم، از شادمانی و از شرم گذشت. مگر زندگی جز اين هاست.

در همه اين سال ها آن چه که به چشم ديدم - و همه را نيز گزارش کردم - چندان ناب و يگانه بود که جای هيچ گلايه نمی گذارد. سهل است قدرشناس بختم که همين فرصت بلند که چونان لحظه ای گذشت، پر بود و هيچ کم نداشت. سه ماه ديگر شصت ساله می شوم. سپاس از آن دارم که اين ستون از روزنامه سرنوشتم هرگز بی موضوع نماند. و هيچ گاه سردبير اصلکاری که آن بالا نشسته است مرا به دليل کمکاری عتاب نفرمود. ماندم و ديدم. ديدم و روايت کردم. که جز اينم تمنائی و آرزوئی نبود. اين وسعت طنازی زبان فارسی نگذاشت که کلمه ای در دلم یخ بزند. اين انبان مثل و نشانه و حکايت و تاريخ پرعشوه و پرماجرای معاصر ايران نگذاشت در بند منع و نبايدها گرفتار شوم.

گرچه هنوز نکته ها دارم نگفته و گزارش ها دارم ننوشته، اما کيست که همه آن چه را ديده و انديشيده به قلم آورده باشد. سپاسگزارم نسل جوان روزنامه نگاران ايرانم که چهل و سه سال زندگی حرفه ای را بديده گرفته اند. شرمنده از آنم که اندر خور عفو تو [ که مردم ايران باشی] نکرديم گناهی. همه اميدم و شادمانی سال های پايانی ام، به چراغی است که در خانه دل شما روزنامه نگاران روشن است. بی ترديم که به شوقی و پشتکاری که در شماست و به خونی که در رگ های ايرانی می جوشد اين حرفه ی چراغداری، در سرزمين ما بيش از هميشه، پیش پای مردمان ايرانی را روشن خواهد داشت، که به اين روشنائی کس از آن ها سزاوارتر نيست.

خداوند شب هايتان را روشن دارد و چراغتان برای همين مردمان بسوزد، و به همين خانه روشنا و گرما دهد که گفته اند سردست جائی که وطن نیست.

[این متن در جريان جشن روز مطبوعات انجمن صنفی روزنامه نگاران توسط استاد دکتر هاشم آقاجری قرائت شد]

May 08, 2006

اكبر گنجي به هنگام دريافت قلم طلايي آزادي بيان: آن چه امروز بر مطبوعات مي گذرد قابل قبول نيست

در مراسم ويژه روز جهاني آزادي مطبوعات از "محمد بلوري"، "مسعود بهنود"، "ليلا رستگار"، "عميد نائيني" و "اكبرگنجي" پنج روزنامه‌‏نگار كشور تقدير شد.

به گزارش خبرنگار ايلنا،"محمد بلوري" از روزنامه نگاران با سابقه كشورمان در اين مراسم با بيان اينكه متاسفانه در مطبوعات ايران هنوز راهي براي رقابت با رسانه‌‏هاي بزرگ دنيا پيدا نشده است، گفت: علت تيراژ پايين روزنامه‌‏ها اين است كه بيشتر مديران روزنامه‌‏ها بدون اينكه از روزنامه‌‏نگاري اطلاع داشته باشند به اين عرصه وارد شده‌‏اند.
وي افزود: روزنامه‌‏نگاري براي مديران هدف نيست بلكه از آن به عنوان وسيله‌‏اي براي حفظ موقعيتشان يا رسيدن به پست و مقام استفاده مي‌‏شود.
ليلا رستگار نيز با بيان اينكه روزنامه‌‏نگار، ديده‌‏بان است، گفت: اما روزنامه‌‏نگاري كه خود امنيت حرفه‌‏اي ندارد نمي‌‏تواند محافظ امنيت ديگران و ديده‌‏بان باشد.
وي افزود: روزنامه‌‏نگاري در ايران فاقد امنيت اجتماعي، حقوقي، شغلي و معيشتي است. چنين روزنامه‌‏نگاراني ديگر روزنامه‌‏نگار نيستند.
عميد نائيني نيز با اشاره به فرا رسيدن يكصدمين سال پيروزي انقلاب مشروطه، گفت: پس از يكصد سال بازهم همان خواسته‌‏هاي عصر مشروطه را مطرح مي‌‏كنيم. آن روز ايرانيان مي‌‏خواستند از بي‌‏قانوني خلاص شوند و تقسيم قدرت كنند بنابراين به پا خواستند تا در چارچوب يك قانون از حقوق ملت صيانت كنند و امروز هم بخش بزرگي از مطالبات در همين محور است.
اكبر گنجي در اين مراسم گفت: قلم طلايي بايد به سعيد حجاريان تعلق بگيرد نه من.

وي با انتقاد از وضعيت روزنامه‌‏هاي ايران، گفت: بارها شنيده مي‌‏شود كه برخي مي‌‏گويند ما از روزنامه‌‏نگاري سياسي و حزبي وارد روزنامه‌‏نگاري حرفه‌‏اي شده‌‏ايم. گويي روزنامه‌‏هاي گذشته كه تعطيل شده‌‏اند سياسي و جنگي بوده‌‏اند و روزنامه‌‏هاي الان حرفه‌‏اي هستند.
گنجي افزود: گفته مي‌‏شود روشنفكر كارش كشف حقيقت و نقادي است، اما روشنفكري در طول تاريخ به اين تعريف مربوط نبوده است. گفته مي‌‏شود بايد تفكيك كارها صورت بگيرد و مثلاً فعال سياسي و روزنامه‌‏نگار هر كدام كار خود را بكنند، اما در طول تاريخ چنين چيزي وجود نداشته است و در ايران هم نمي‌‏تواند وجود داشته باشد.
اين روزنامه‌‏نگار با بيان اينكه روشنفكر كسي است كه دغدغه اجتماعي دارد نه اينكه فقط به مسائل ذهني بپردازد، گفت: روزنامه‌‏نگاري آن چيزي است كه در طول تاريخ كليه روزنامه‌‏نگاران در سراسر دنيا انجام داده‌‏اند.

وي با بيان اينكه روزنامه‌‏نگاران كار خود را از نقد قدرت مطلقه شروع كرده‌‏اند و قرار شد به توزيع اين قدرت مطلقه بپردازند، افزود: تنها راه اين توزيع تفكيك قوا بود. سپس متوجه شدند كه اين كفايت نمي‌‏كند بنابراين رسانه‌‏ها و روزنامه‌‏ها آفريده شدند.
گنجي تصريح كرد: به روزنامه‌‏نگاران بايد در اين چارچوب نگريسته شود يعني به عنوان كساني كه براي نقد قدرت و براي اطلاع رساني آفريده شده‌‏اند كه بايد چيزهايي را به اطلاع مردم برسانند كه مردم آن را نمي‌‏دانند.
وي اظهار داشت: روزنامه‌‏نگار در جوامع غير دموكراتيك بايد زواياي پنهان سياست را به مردم نشان دهد. تاريخ روزنامه‌‏نگاري، تاريخ مبارزه است و روزنامه‌‏نگاران در سراسر دنيا هميشه براي دموكراسي و حقوق‌‏بشر مبارزه كرده‌‏اند. آزادي بدون مبارزه به دست نمي‌‏آيد.
گنجي با بيان اينكه مي‌‏دانم اگر روزنامه‌‏ها بخواهند آنچه را كه بايد بنويسند با آنها برخورد مي‌‏شود، گفت: اما اين را بايد بگويم كه اگر به چالش قدرت برويم روزنامه‌‏ها را توقيف مي‌‏كنند و نبايد بگوييم اين كار يعني روزنامه‌‏نگاري حرفه‌‏اي و غيرحزبي ماندن به هر قيمتي ارزش ندارد.
وي افزود: متأسفانه امروز روزنامه‌‏هاي ما با زبان حافظ سخن مي‌‏گويند و با ابهام و ايهام مي‌‏نويسند، اما جهان سياست جهان شفافيت است امروز روزنامه‌‏نگاري و روشنفكري ما با ابهام و ايهام مواجه است و هر حرفي مي‌‏زند هزار معني دارد.
گنجي گفت: در جوامع دموكراتيك اگر ساعت 7 صبح در خانه ما را بزنند مطمئنيم كه شير آورده‌‏اند، اما در جوامع غير دموكرات معلوم نيست كه شير آورده‌‏اند يا مأمور آمده ما را ببرد.
وي آنچه بر عرصه مطبوعات ايران مي‌‏گذرد را قابل قبول ندانست و اظهارداشت: امروز مطبوعات ايران در شرايط سخت تاريخي خود به سر مي‌‏برد، اما حق گرفتني است و هيچ راهي نداريم جز اينكه قدرت را با صراحت نقد كنيم.

وي افزود: در كشوري كه حكومت عرصه خصوصي را به رسميت نمي‌‏شناسد و جامعه مدني وجود ندارد همه چيز سياسي مي‌‏شود.
گنجي با بيان اينكه روزنامه‌‏نگاران بايد براي دولت تعيين دستور كنند نه دولت براي روزنامه‌‏نگاران اين كار را انجام دهد، گفت: امروز دولت انرژي هسته‌‏اي را براي روزنامه‌‏نگاران تعيين دستور كرده است. در كشورهاي پيشرفته كه تأسيساتشان كاملاً شفاف است نهادهاي مدني با نافرماني مدني نسبت به تأسيسات هسته‌‏اي اعتراض مي‌‏كنند اما در كشور ما كه معلوم نيست وجود تأسيسات هسته اي چه قدر منجر به آلودگي‌‏هاي محيطي خواهد شد اعتراضي صورت نمي‌‏گيرد چون جامعه مدني وجود ندارد.

بر اساس اين گزارش، جايزه قلم طلايي اكبر گنجي در اين مراسم از سوي "حسين انصاري‌‏راد" رئيس كميسيون اصل 90 مجلس ششم و برنده اولين جايزه قلم طلايي به وي اهدا شد.
در اين مراسم "علي حكمت"، نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، گفت: روز جهاني آزادي مطبوعات را در حالي جشن مي‌‏گيريم كه بيش از صد نشريه در ايران بدون وجاهت قانوني همچنان در توقيف به سر مي برند.
وي افزود: تعداد زيادي از مطبوعاتي ها در پرونده‌‏هاي معوقه هستند.
حكمت با بيان اينكه قلم همواره به عنوان يك ابزار آگاهي و آزادي ساز دچار سانسور و تهديد بوده است، افزود: قلم‌‏هايي كه در راه رهايي بخشي انسان، ترويج آزادي و توسعه نبوده اند بزرگترين ضربه را به اصحاب مطبوعات زده اند و در مقابل قلمهاي شجاع و دلير كه توسط قهرمانان در طول تاريخ به كار رفته اند ارابه ازادي را به جلو برده‌‏اند.
نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با تاكيد بر اينكه تشكل متبوع وي اكبر گنجي را به دليل شهامت ها، شجاعت ها و مرارتهايي به كار برده است شايسته اهداي قلم طلايي سال 84 دانسته است، گفت: كليه انسانهايي كه به دليل ترويج آزادي و عدالت و قلم زدن به زندان افتاده‌‏اند و زندان و شكنجه و ناملايمات را تحمل كرده‌‏اند را ارج مي گذاريم.
وي افزود: بايد بپذيريم كه گنجي بيشترين مشقات را تحمل كرده است شجاعت و قهرماني او بر كسي پوشيده نيست.
حكمت در پايان اظهار اميدواري كرد كه روزي آزادي زندانيان و رفع توقيف روزنامه‌‏ها را جشن بگيريم.
براساس اين گزارش،"فرهاد اميد"، رئيس سنديكاي روزنامه نگاران،عراق نيز در اين مراسم گفت: روزنامه نگاران كرد با نگاه تقدير به روزنامه نگاران ايراني مي نگرند.
وي افزود: ما تقدير مي كنيم از روزنامه نگاراني كه خبر بمباران شيميايي حلبچه را به دنيا مخابره كردند اگر گزارش و عكس روزنامه نگاران و عكاسان ايراني نبود حلبچه جهاني نمي شد.
اميد با بيان اينكه سال گذشته كه اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از عراق بازديد كردند گنجي در زندان بود، افزود: ما بيانيه مشتركي صادر كرديم و حمايت خود را از گنجي اعلام نموديم و پارسال خواستار آزادي وي شديم.
وي خاطرنشان كرد: شعار اصلي روزنامه نگاران "كرد"، تحقق آزادي و آزادي روزنامه نگاري در كردستان است.

May 06, 2006

مراسم ويژه روز جهاني آزادي مطبوعات

در مراسم ويژه روز جهاني آزادي مطبوعات از "محمد بلوري"، "مسعود بهنود"، "ليلا رستگار"، "عميد نائيني" و "اكبرگنجي" پنج روزنامه‌‏نگار كشور تقدير شد.

به گزارش خبرنگار ايلنا،"محمد بلوري" از روزنامه نگاران با سابقه كشورمان در اين مراسم با بيان اينكه متاسفانه در مطبوعات ايران هنوز راهي براي رقابت با رسانه‌‏هاي بزرگ دنيا پيدا نشده است، گفت: علت تيراژ پايين روزنامه‌‏ها اين است كه بيشتر مديران روزنامه‌‏ها بدون اينكه از روزنامه‌‏نگاري اطلاع داشته باشند به اين عرصه وارد شده‌‏اند.
وي افزود: روزنامه‌‏نگاري براي مديران هدف نيست بلكه از آن به عنوان وسيله‌‏اي براي حفظ موقعيتشان يا رسيدن به پست و مقام استفاده مي‌‏شود.
ليلا رستگار نيز با بيان اينكه روزنامه‌‏نگار، ديده‌‏بان است، گفت: اما روزنامه‌‏نگاري كه خود امنيت حرفه‌‏اي ندارد نمي‌‏تواند محافظ امنيت ديگران و ديده‌‏بان باشد.
وي افزود: روزنامه‌‏نگاري در ايران فاقد امنيت اجتماعي، حقوقي، شغلي و معيشتي است. چنين روزنامه‌‏نگاراني ديگر روزنامه‌‏نگار نيستند.
عميد نائيني نيز با اشاره به فرا رسيدن يكصدمين سال پيروزي انقلاب مشروطه، گفت: پس از يكصد سال بازهم همان خواسته‌‏هاي عصر مشروطه را مطرح مي‌‏كنيم. آن روز ايرانيان مي‌‏خواستند از بي‌‏قانوني خلاص شوند و تقسيم قدرت كنند بنابراين به پا خواستند تا در چارچوب يك قانون از حقوق ملت صيانت كنند و امروز هم بخش بزرگي از مطالبات در همين محور است.
اكبر گنجي در اين مراسم گفت: قلم طلايي بايد به سعيد حجاريان تعلق بگيرد نه من.

وي با انتقاد از وضعيت روزنامه‌‏هاي ايران، گفت: بارها شنيده مي‌‏شود كه برخي مي‌‏گويند ما از روزنامه‌‏نگاري سياسي و حزبي وارد روزنامه‌‏نگاري حرفه‌‏اي شده‌‏ايم. گويي روزنامه‌‏هاي گذشته كه تعطيل شده‌‏اند سياسي و جنگي بوده‌‏اند و روزنامه‌‏هاي الان حرفه‌‏اي هستند.
گنجي افزود: گفته مي‌‏شود روشنفكر كارش كشف حقيقت و نقادي است، اما روشنفكري در طول تاريخ به اين تعريف مربوط نبوده است. گفته مي‌‏شود بايد تفكيك كارها صورت بگيرد و مثلاً فعال سياسي و روزنامه‌‏نگار هر كدام كار خود را بكنند، اما در طول تاريخ چنين چيزي وجود نداشته است و در ايران هم نمي‌‏تواند وجود داشته باشد.
اين روزنامه‌‏نگار با بيان اينكه روشنفكر كسي است كه دغدغه اجتماعي دارد نه اينكه فقط به مسائل ذهني بپردازد، گفت: روزنامه‌‏نگاري آن چيزي است كه در طول تاريخ كليه روزنامه‌‏نگاران در سراسر دنيا انجام داده‌‏اند.

وي با بيان اينكه روزنامه‌‏نگاران كار خود را از نقد قدرت مطلقه شروع كرده‌‏اند و قرار شد به توزيع اين قدرت مطلقه بپردازند، افزود: تنها راه اين توزيع تفكيك قوا بود. سپس متوجه شدند كه اين كفايت نمي‌‏كند بنابراين رسانه‌‏ها و روزنامه‌‏ها آفريده شدند.
گنجي تصريح كرد: به روزنامه‌‏نگاران بايد در اين چارچوب نگريسته شود يعني به عنوان كساني كه براي نقد قدرت و براي اطلاع رساني آفريده شده‌‏اند كه بايد چيزهايي را به اطلاع مردم برسانند كه مردم آن را نمي‌‏دانند.
وي اظهار داشت: روزنامه‌‏نگار در جوامع غير دموكراتيك بايد زواياي پنهان سياست را به مردم نشان دهد. تاريخ روزنامه‌‏نگاري، تاريخ مبارزه است و روزنامه‌‏نگاران در سراسر دنيا هميشه براي دموكراسي و حقوق‌‏بشر مبارزه كرده‌‏اند. آزادي بدون مبارزه به دست نمي‌‏آيد.
گنجي با بيان اينكه مي‌‏دانم اگر روزنامه‌‏ها بخواهند آنچه را كه بايد بنويسند با آنها برخورد مي‌‏شود، گفت: اما اين را بايد بگويم كه اگر به چالش قدرت برويم روزنامه‌‏ها را توقيف مي‌‏كنند و نبايد بگوييم اين كار يعني روزنامه‌‏نگاري حرفه‌‏اي و غيرحزبي ماندن به هر قيمتي ارزش ندارد.
وي افزود: متأسفانه امروز روزنامه‌‏هاي ما با زبان حافظ سخن مي‌‏گويند و با ابهام و ايهام مي‌‏نويسند، اما جهان سياست جهان شفافيت است امروز روزنامه‌‏نگاري و روشنفكري ما با ابهام و ايهام مواجه است و هر حرفي مي‌‏زند هزار معني دارد.
گنجي گفت: در جوامع دموكراتيك اگر ساعت 7 صبح در خانه ما را بزنند مطمئنيم كه شير آورده‌‏اند، اما در جوامع غير دموكرات معلوم نيست كه شير آورده‌‏اند يا مأمور آمده ما را ببرد.
وي آنچه بر عرصه مطبوعات ايران مي‌‏گذرد را قابل قبول ندانست و اظهارداشت: امروز مطبوعات ايران در شرايط سخت تاريخي خود به سر مي‌‏برد، اما حق گرفتني است و هيچ راهي نداريم جز اينكه قدرت را با صراحت نقد كنيم.

وي افزود: در كشوري كه حكومت عرصه خصوصي را به رسميت نمي‌‏شناسد و جامعه مدني وجود ندارد همه چيز سياسي مي‌‏شود.
گنجي با بيان اينكه روزنامه‌‏نگاران بايد براي دولت تعيين دستور كنند نه دولت براي روزنامه‌‏نگاران اين كار را انجام دهد، گفت: امروز دولت انرژي هسته‌‏اي را براي روزنامه‌‏نگاران تعيين دستور كرده است. در كشورهاي پيشرفته كه تأسيساتشان كاملاً شفاف است نهادهاي مدني با نافرماني مدني نسبت به تأسيسات هسته‌‏اي اعتراض مي‌‏كنند اما در كشور ما كه معلوم نيست وجود تأسيسات هسته اي چه قدر منجر به آلودگي‌‏هاي محيطي خواهد شد اعتراضي صورت نمي‌‏گيرد چون جامعه مدني وجود ندارد.

بر اساس اين گزارش، جايزه قلم طلايي اكبر گنجي در اين مراسم از سوي "حسين انصاري‌‏راد" رئيس كميسيون اصل 90 مجلس ششم و برنده اولين جايزه قلم طلايي به وي اهدا شد.
در اين مراسم "علي حكمت"، نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، گفت: روز جهاني آزادي مطبوعات را در حالي جشن مي‌‏گيريم كه بيش از صد نشريه در ايران بدون وجاهت قانوني همچنان در توقيف به سر مي برند.
وي افزود: تعداد زيادي از مطبوعاتي ها در پرونده‌‏هاي معوقه هستند.
حكمت با بيان اينكه قلم همواره به عنوان يك ابزار آگاهي و آزادي ساز دچار سانسور و تهديد بوده است، افزود: قلم‌‏هايي كه در راه رهايي بخشي انسان، ترويج آزادي و توسعه نبوده اند بزرگترين ضربه را به اصحاب مطبوعات زده اند و در مقابل قلمهاي شجاع و دلير كه توسط قهرمانان در طول تاريخ به كار رفته اند ارابه ازادي را به جلو برده‌‏اند.
نايب رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با تاكيد بر اينكه تشكل متبوع وي اكبر گنجي را به دليل شهامت ها، شجاعت ها و مرارتهايي به كار برده است شايسته اهداي قلم طلايي سال 84 دانسته است، گفت: كليه انسانهايي كه به دليل ترويج آزادي و عدالت و قلم زدن به زندان افتاده‌‏اند و زندان و شكنجه و ناملايمات را تحمل كرده‌‏اند را ارج مي گذاريم.
وي افزود: بايد بپذيريم كه گنجي بيشترين مشقات را تحمل كرده است شجاعت و قهرماني او بر كسي پوشيده نيست.
حكمت در پايان اظهار اميدواري كرد كه روزي آزادي زندانيان و رفع توقيف روزنامه‌‏ها را جشن بگيريم.
براساس اين گزارش،"فرهاد اميد"، رئيس سنديكاي روزنامه نگاران،عراق نيز در اين مراسم گفت: روزنامه نگاران كرد با نگاه تقدير به روزنامه نگاران ايراني مي نگرند.
وي افزود: ما تقدير مي كنيم از روزنامه نگاراني كه خبر بمباران شيميايي حلبچه را به دنيا مخابره كردند اگر گزارش و عكس روزنامه نگاران و عكاسان ايراني نبود حلبچه جهاني نمي شد.
اميد با بيان اينكه سال گذشته كه اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از عراق بازديد كردند گنجي در زندان بود، افزود: ما بيانيه مشتركي صادر كرديم و حمايت خود را از گنجي اعلام نموديم و پارسال خواستار آزادي وي شديم.
وي خاطرنشان كرد: شعار اصلي روزنامه نگاران "كرد"، تحقق آزادي و آزادي روزنامه نگاري در كردستان است.

گزارش "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" از وضعيت مطبوعات ایران در سال ۱۳۸۴

به مناسبت روز جهانی مطبوعات، 3 مه برابر با 13 ارديبهشت، "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی" گزارشی از وضعيت مطبوعات ايران در سال 1384 را به شرح زير تهيه و تنظيم نموده است.

قابل ذکر است که با توجه به نبود آزادی عمل برای مدافعان حقوق بشر و ساير نهادهای غير حکومتی و وجود سانسور خبری در ايران، اين گزارش در بر گيرنده تمامی موارد نقض حقوق مطبوعات نيست و تنها منعکس کننده بخش کوچکی از شرايطی است که توسط رژيم بر آنها تحميل شده است.

خلاصه موارد نقض حقوق مطبوعات در اين گزارش بدين شرح است:
1. بازداشت اهل مطبوعات 14 مورد
2. بازجویی و تفهیم اتهام 28 مورد
3. احضار به نهادهای امنیتی و دادگاه ها 59 مورد
4. محاکمات انجام شده 56 مورد
5. احکام صادره شده توسط دادگاه ها 25 مورد
6. ضرب وشتم روزنامه نگاران 3 مورد
7. اخراج از کار 54 مورد
8. مطبوعات توقیف شده 13 مورد
9. سایت های اینترنتی مسدود شده 7 مورد
10. 5250000 تومان جریمه نقدی
11. یک مورد توقیف اموال
12. دو مورد ممنوع الخروج شدن
13. 52 ضربه شلاق
14. 10 سال و شش ماه محرومیت از فعالیت مطبوعاتی
15. 23 سال و سه ماه محکوميت زندان

ضمناً موارد مختلف سرکوب و تجاوز به حقوق وب لاگ نويسان در اين گزارش، نماینگر تلاش گسترده ای جهت مسدود کردن این فضای رو به رشد کار و فعاليت مطبوعاتی میباشد.
از 263 مورد نقض حقوق مطبوعات که در این گزارش آمده است، از جمله میتوان به نقش شعب و نهادهای امنیتی ذیل که بیشترين سهم را در برخورد با مطبوعات ایران در سال 1384 داشته اند اشاره کرد :

1. شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد رضا صارمی 52 مورد
2. شعبه 1083 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسینیان 28 مورد
3. شعبه اول دادگاه انقلاب و عمومی سنندج به ریاست قاضی امجدیان 18 مورد
4. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 15 مورد
5. هئیت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی 13 مورد
6. شعبه 4 دادسرای عمومی و انقلاب سنندج 12 مورد
7. شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت به ریاست بازپرس اسلامی 8 مورد
8. شرکت مخابرات ایران 7 مورد
9. شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت محسن قاضی 5 مورد
10. شعبه سوم کارکنان دولت با 3 مورد

May 02, 2006

پيام دبير کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات

دبير كل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات (سوم ماه مي برابر با 13 ارديبهشت 1385) ضمن تاكيد بر حمايت راسخ خود از حق جهاني آزادي بيان، گفت: ‌‏اين حق بايد با مسووليت مورد استفاده قرار گيرد.

به گزارش "ايلنا"، متن كامل پيام دبير كل سازمان ملل متحد به اين شرح است: اطلاعات در سراسر پيرامون ما موجود است، با افزايش آنچه به آن رسانه‌‏هاي نوين، فن‌‏آوري‌‏هاي جديد و راه‌‏هاي نو براي اشاعه مطالب مي‌‏گويند، اطلاعات بيشتري قابل دسترسي شده است. اطلاعات همچنين متنوع گرديده و روند كلي گزارشگري رسانه براي مثال به وسيله رسانه‌‏هاي مشاركتي مانند وب‌‏لاگ‌‏ها تكميل شده است
اما همانگونه كه رسانه‌‏ها و روزنامه‌‏نگاري تكامل پيدا كرده‌‏اند، بعضي اموال اساسي هنوز فوق‌‏العاده مهم باقي مانده‌‏اند.
در روز جهاني آزادي مطبوعات، اينجانب مجددا حمايت راسخ خود را از حق جهاني آزادي بيان ابراز مي‌‏دارم. بسياري از اعضاي مطبوعات در راه رسيدن به اين حق با آگاهي كامل كشته و بازداشت شده يا به طرق مختلف هدف قرار گرفته‌‏اند. بر اساس آمار كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران، 47 روزنامه‌‏نگار در سال 2005 كشته شدند و 11 نفر تاكنون طي سال جاري جان خود را از دست داده‌‏اند. اين امر تاسف‌‏آور و غير قابل قبول است كه تعداد روزنامه‌‏‏نگاران مقتول در راه خدمت، ميزاني براي اندازه‌‏گيري آزادي مطبوعات گرديده است. من كليه دولت‌‏ها را ترغيب مي‌‏كنم تعهد خود به حق جستجو، دريافت و انتقال اطلاعت و عقايد از راه هر رسانه و بدون حد و مرز را همانگونه كه در بند 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر قيد گرديده است، تجديد نمايند.
در عين حال، من از تمامي افراد مي‌‏خواهم از اين حق به گونه‌‏اي مسوولانه در هر جا و به طور موثر بهره‌‏مند شوند. رسانه‌‏ها نفوذ قدرتمندي بر رفتار بشر دارند. به همين نحو و همانگونه كه مجمع عمومي در قطع‌‏نامه اخير خود تاسيس شوراي حقوق بشر سازمان ملل را تصويب كرد، رسانه‌‏ها نقش مهمي براي ارتقاي بردباري، احترام براي آزادي دين و اعتقاد ايفا مي‌‏نمايند. رسانه‌‏ها نبايد وسيله‌‏اي براي تحريك تباهي يا اشاعه تنفر باشند. رسانه بايد امكان رازداري را بدون تجاوز به حريم آزادي‌‏هاي اساسي به كار گيرد.

در اين روز جهاني آزادي مطبوعات اجازه دهيد بپذيريم رسانه‌‏هاي ملي و جهاني نه تنها از تحولات گزارش تهيه مي‌‏كنند بلكه خود آنها عوامل تحول نيز هستند. همگي ما بايد از تلاش و پندار مطبوعات سپاسگزار باشيم. من معتقدم رسانه‌‏هاي قديم و جديد به مانند هم قادرند بدون محدوديت ايجادشده از راه تهديدها، ترس يا ساير موانع به كارشان ادامه دهند.