انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران صفحه اصلی اخبار بیانیه ها یادداشت ها کمیته ها هیئت مدیره دانشکده اساسنامه آرشیو مدیریت خبرنامه ها
سيد‌ ابوالحسن مختاباد
در مقام مقايسه

سيد‌ ابوالحسن مختاباد




اول:براي به دست آوردن معيار توفيق هر نهادي ملاك‌هاي متفاوتي وجود دارد، دوستان و موافقان طبيعي است كه علاقه‌مندند آن نهاد را بركشانند و به اوج رسانند و دشمنان هم سعي و تلاش مي‌كنند آن را بدرّانند و به دور اندازند.
اما يك ملاك وجود دارد و آن نگاه از زاويه «هست» و واقعيت و نه«بايد وآرمان» است. در اين نگاه پديده‌ها در جاي خود قرار مي‌گيرند و كارنامه‌ تلاش‌‌آنها با توجه به ظرفيت‌ها،‌امكانات و موانع و مشكلات پيش رو مورد سنجش و داوري قرار مي‌گيرد.



انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران و عمر 12 ساله‌اش را بايد از اين زاويه مورد داوري قرار داد و البته آن را با ساير نهادهاي مدني و فرهنگي همانند خانه سينما، اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران،خانه موسيقي و خانه تئاتر و ساير نهادهاي اين عرصه مورد نظربه مقام مقايسه نشست.
به جز اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران كه پيشينه‌اي بالاي 50 سال در پس و پشت خود دارد،‌بقيه نهادها فوق تقريبا همزمان با هم شكل گرفتند. ايده اصلي شكل گيري اين نهادها ، از جمله انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران، در دوره دولت آقاي هاشمي رفسنجاني بنا نهاده شد؛ زماني كه شوراي عالي كار آيين‌نامه تشكل‌هاي كارگري را به هيئت دولت داد( سال 1372) و در سال 76 هم رسما انجمن فعاليت خود را آغاز كرد.

 دوم:اگر كارنامه كاري تمامي اين نهادها را برابر هم قرار دهيم به گمان نگارنده انجمن صنفي از بقيه پيشتاز‌تر و بهتر كار كرده است. خانه سينما هر سال از بودجه‌هاي دولتي بهره مي‌برد،‌همچنان كه خانه موسيقي و خانه تئاتر و برخي ديگر از نهادهاي حوزه فرهنگ و هنر چنين‌اند،اما انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در اين چهار سال يك ريال هم كمك نگرفته‌ و روي پاي خود ايستاده‌و به پيش رفته‌است.

 به رغم آنكه اين انجمن در چهار سال اخير و بر خلاف ساير نهادها( البته به جز اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران) از كمك‌هاي دولتي برخوردار نبوده است، كه موانعي فراواني بر سر راه آن قرار داده شده است. اگر بگويم كه بيش از نيمي از جلسات انجمن و تلاش‌هاي هيئت مديره و دبير محترم و سخت كوش اين نهاد و رئيس دانشكده انجمن و بقيه اعضاء و تيم اداري صرف برطرف كردن موانع شده است ، سخن گزاف نگفته‌ام. بماند برخي از اعضاء و دوستان روزنامه‌نگار كه به مانند شبلي داستان حلاج شيخ عطار،‌بر سر دار هم به انجمن سنگ و گل پرتاب كرده و مي‌كنند.

در نظر بگيريد اگر اين انرژي ،‌با توجه به تجربه كم صنفي طي شده( 10 سال) در خدمت ساماندهي امور انجمن صرف مي‌شد، چه گام‌هاي مهم ديگري مي‌توانست به نفع سفت كردن اين نهال نوپا برداشته ‌شود.

برخي از اين توفيقات را آدمي نمي‌تواند در همين يادداشت به قلم بياورد،‌چرا كه برخي حسادت‌ها را تحريك و سبب مي‌شود كه موانع پيش رو بيش از گذشته شود.
داستان انجمن صنفي و توفيقاتش ( در مقايسه با ساير نهادهاي مدني اين حوزه)به مانند حكايت آن ابيات مثنوي است كه به افراد توصيه مي‌كند به دليل وجود دشمني‌ها و حسادت‌ها وكينه‌ها بهتر است نيكي‌هايي كه مي‌كند را در دلش نگه دارد و و به قول حافظ جريده رود كه گذرگاه عافيت تنگ است.

هر كه داد او حسن خود را در مزاد
صد قضاي بد سوي او رو نهاد
جَشْم‌ها(رنج)و خشم‌ها و رشك‌ها
بر سرش ريزد چو آب از مشك‌ها
دشمنان او را زغيرت مي‌درند
دوستان هم روزگارش مي‌برند
 اين سخنان به معناي نبود نقطه ضعف در انجمن نيست ، بلكه در مقام مقايسه با ديگر نهادهاي همين حوزه انجمن پيشروتر بوده است.

 با تمامي اين نامرادي‌ها، انجمن در پناه لطف حق و به ياري اعضاء‌ راه خود را رفت و مي‌رود. اميد كه مجمع عمومي امروز(ساعت 11 تالار انجمن) هم همانند مجمع سال گذشته ،‌كه سنتي نيكو را در حضور روزنامه‌نگاران و دفاع از حريم صنفي‌شان برجاي گذاشت، حضور بركت خيز روزنامه‌نگاران را شاهد باشد،‌به خصوص كه برخي از دوستان و همصنفان ما اينك در بندند و از اين بابت مسئوليت ما سنگين‌تر و خطرخيزتر است.


استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است.


آخرین به روزرسانی : 14/5/1388 | 1380 بازدید | نسخه قابل چاپ

نظرات

سلام.میگویند جهان را با افسوس نوشته اند. خبرپلمپ آنقدرغیرمنتظره بود که خواب از چشم وآرامی را از دل ربود ......
- mirzakhani

نام :

ایمیل :

نظر :

کد امنیتی :