روزنامه نگاري چندرسانه يي و فرهنگ آموزش
دنياي روزنامه نگاري جديد در حال تحول است. امروز در کنار روزنامه نگاري مکتوب، روزنامه نگاري اينترنتي به سرعت در حال رشد و گسترش است و اغلب روزنامه هاي معتبر جهان علاوه بر نسخه مکتوب داراي نسخه هاي ديجيتالي اند و رقابت اين دو نسخه مکتوب و ديجيتالي در حال گسترش است، به صورتي که بسياري از روزنامه هاي معتبر جهان از راه تبليغات نسخه اينترنتي خود درآمد هاي کلاني کسب مي کنند. اين نشان دهنده آن است که نسخه ديجيتالي به همان ميزان نسخه هاي مکتوب خواننده دارند، حتي در مواردي گوي سبقت را از اسلاف خود ربوده اند. روزنامه هاي اينترنتي امروزه دچار تحول عميق تري شده اند و به روزنامه هاي چندرسانه يي بدل شده اند. در اين مقاله پس از بيان تاثيرات فناوري هاي ديجيتالي در فرهنگ، مشخصه هاي فرهنگ يادگيري و آموزش در نظام آموزش و پرورش ايران ارائه مي شود و سپس به عناصري از اين فرهنگ که کاربر ايراني را مهياي پذيرش روزنامه هاي چندرسانه يي مي کند، اشاره مي شود و در نهايت درباره مولفه هاي فرهنگ يادگيري فراگيرندگان ايراني که در پرتو روزنامه هاي چندرسانه يي تغيير مي کند، بحث خواهد شد.
در سال هاي اخير فرهنگ و آداب و سنت هاي آدمي بر اثر ورود فناوري هاي ديجيتالي در معرض تغيير و تحول است. البته اين تغيير و تحول پديده يي نو نيست و هر فناوري تازه يي آثار خود را بر فرهنگ انسان مي گذارد. ولي تحولات ناشي از ارتباطات رايانه يي به گونه يي است که برخي آن را انقلاب برشمرده اند؛ انقلابي که تمام شئون زندگي بشر را متاثر خواهد کرد. پاره يي از انديشمندان معتقدند اين انقلاب موجد تمدني جديد خواهد شد و آن را انقلاب اطلاعاتي نام نهاده اند. (رجايي، فرهنگ، 1380، ص13)انقلاب مذکور در کار، يادگيري، تفريح، نحوه گذران اوقات فراغت، آموزش، تجارت و همه ارکان زندگي بشر تحول ايجاد کرده است مثلاً فناوري هاي نو در پرتو ارتباطات رايانه يي تمايز ميان کار و اوقات فراغت را محو کرده است. به بيان ديگر رابطه رايانه يي آن گونه است که کار خانه و سرگرمي را در يک نظام پردازش با يکديگر مرتبط مي کند. مشاهدات مقدماتي پني گرشتاين در رساله دکتراي خود نشان مي دهد مردمي که در منزل از رايانه استفاده مي کنند، گرچه از خوداتکايي در مديريت زمان و مکان لذت مي برند، اما از فقدان تمايز ميان کار و اوقات فراغت، خانواده و تجارت و شخصيت و کارکرد ناراحت هستند. در قالب فرضيه يي مي توان گفت همساني تجربه در يک رسانه به نوعي تمايز نهادي قلمروهاي فعاليت را مخدوش مي سازد و در مورد شيوه رفتار سردرگمي ايجاد مي کند. (همان، صص 418 - 417) در دوران قبل که شغل اصلي مردم کشاورزي بود، تمايز اندکي ميان زمان کار و اوقات فراغت وجود داشت. هنگامي که افراد در مزرعه کار و زندگي مي کردند، خانواده ها قادر بودند نيازهاي خانواده و کارشان - هر دو - را برآورده سازند. انقلاب صنعتي به اين وضعيت خاتمه بخشيد و اوقات فراغت معني و مفهوم يافت، ولي اکنون بار ديگر در کشورهاي صنعتي پيشرفته بسياري از افراد مشاغلي را بر عهده دارند که لزومي براي تعيين وقت خاص براي آن نيست. در واقع در اقتصاد ديجيتالي کار بايد 24ساعته ادامه يابد، چون حتي در اواخر شب از نقطه يي روي کره خاکي مشتري سراغ تان مي آيد. نمونه يي از اين موقعيت را کلارک دارد. او در اداره اش زندگي مي کند. دو سال پيش شرکت او که در زمينه تحقيقات اينترنت و طراحي وب فعاليت مي کند، توسعه يافت و او ساختماني در ميلواکي خريد. 65 کارمند او همه اين فضا را نياز نداشتند لذا کلارک و شوهرش براي زندگي به طبقه پنجم ساختمان منتقل شدند. کلارک مي گويد؛ «گاه روزهاي متوالي من ساختمان را ترک نمي کنم.»
کلارک نمونه افراطي کساني است که کار و زندگي را با هم آميخته اند؛ کساني که اگر در اداره نباشند، از خانه، ماشين يا هتل محل اقامت خود کار را ادامه مي دهند. شرايط جديد مفهوم محيط کار را کاملاً وسعت بخشيده و تصور اوقات فراغت را کمرنگ کرده است. در کشورهايي مانند امريکا زوج هاي جوان در مقايسه با سال 1969 ، 770 ساعت بيشتر کار مي کنند. ابزارهايي که تصور مي شد فرد را از زنجير ميز کارشان رها کند چنان آنها را به کار پيوند داده است که يک دهه قبل تصور آن نمي شد. جان سيولا نويسنده کتاب حيات کار مي گويد؛ ابزارهاي اطلاعاتي، بند ناف الکترونيکي محيط کارند.
روزنامه نگاري چندرسانه يي؛ فناوري نو در عرصه ارتباطات
از روزنامه نگاري چندرسانه يي تعاريف مختلفي به عمل آمده است که نقطه مشترک همه اين تعاريف استفاده بيش از يک رسانه براي خبر و گزارش رويدادهاست.اگرچه نام هاي مختلفي همچون روزنامه نگاري تقاربي و روزنامه نگاري فلش نيز به جاي روزنامه نگاري چندرسانه يي مورد استفاده قرار مي گيرد اما مفهوم روزنامه نگاري چندرسانه يي به سمت يک روزنامه نگاري بسته يي يا آنچه بسته چندرسانه يي خوانده مي شود، متحول مي شود و تعريف يک بسته چندرسانه يي نيز عبارت است از ادغام بيش از يک رسانه مرتبط با رويداد و گزارش همراه با تعامل با مخاطب.
همه تعاريفي که از روزنامه نگاري چندرسانه يي يا بسته چندرسانه يي به عمل آمده به رغم اختلافاتي که بين آنها وجود دارد بر ترکيب حداقل بيش از يک رسانه يا چند رسانه گوناگون با وجود عنصر تعامل با مخاطب تاکيد شده است که البته چگونگي ترکيب عناصر رسانه هاي مختلف اعم از رسانه هاي ايستا همچون متن،عکس و گرافيک که به طور سنتي در رسانه هاي نوشتاري مورد استفاده بود يا عناصر رسانه يي پويا همچون صوت و تصوير که در رسانه يي شنيداري و ديداري مورد استفاده قرار مي گرفت در بسته چندرسانه يي اهميت خاصي دارد و هرکدام از آنها مي تواند به اقتضاي مورد اشکال مختلفي در ترکيب بسته بگيرد.
محمد عطاران_ روزنامه اعتماد
آخرین به روزرسانی : 13/4/1388 | 315 بازدید | نسخه قابل چاپ



بیاد احمد بورقانی
اگر بهمن تبرئه شود
بياييد دعا كنيم ...
پشت پرده توقيف روزنامه همشهري
لغو امتياز،رويه تازه و خلاف قانون هيئت نظارت بر مطبوعات

